کد خبر : 114390
تاریخ انتشار : یکشنبه 12 جولای 2020 - 20:41
-

سر کاو غفاری/ مسئول سازمان معلمان کردستان

گردش نخبگان ( بخش اول )

گردش نخبگان ( بخش اول )
.

گیلان تایمز:

در یک دهه گذشته در رسانه ها ومطبوعات بارها با این جمله مواجه شده ایم که”عدم گردش نخبگان در مدیریت کشور باعث زیانهای فراوان شده است ” برای بررسی این موضوع در این اندک نوشتارلازم است به معنی کلید واژه های “نخبه” ،”نخبگان”،”نخبه گرایی” و”گردش نخبگان” بپردازیم: در فرهنگ معین نخبه به معنی برگزیده و انتخاب شده از هرچیز آمده است و معادل انگلیسی آن “elit” است که از واژه “Eligere” به معنی انتخاب و یا انتخاب کردن، گرفته شده است. نخبه به کلی‌ترین مفهوم آن به گروهی از اشخاص گفته می‌شود که در هر جامعه‌ای مواضع رفیع را در اختیار دارند. به بیان جزئی‌تر، نخبه مشتمل بر گروهی از افراد است که در رشته‌ای خاص برتری دارند. به اعتقاد پارتو، نخبه کسی است که ذاتاً دارای امتیازات هوشی، جسمی و روانی است. این مواهب را طبیعت در وجود یک شخص به عاریت نهاده است محمود سریع القلم در کتاب عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران در مورد نخبگان چنین اظهار نظر می کند« لغت نخبگان به معنای بزرگان، صاحبان فکر، شخصیت و تواناییهای وسیع فکری و سازماندهی می باشد. نخبگان به دو گروه کلی تقسیم می شوند: نخبگان فکری و نخبگان ابزاری، نخبگان ابزاری صاحب قدرت سیاسی و اقتصادی هستند و نخبگان فکری افرادی هستند که اندیشه، فکر، روشهای بهینه، تئوری، آینده نگری و دوراندیشی تولید می کنند. اینان روشهای عقلایی تحقق اهداف را مشخص می کنند. البته نخبه ابزاری می تواند در عرصه سیاست و یا نظام اقتصادی، از تواناییهای فکری نیز برخوردار باشد.». نخبه گرایی به عنوان یک نظریه پرقدرت اجتماعی توسط کارل مارکس، ویلفرد، پارتو، گائتانوموسکا و رابرت میخلز طرح گردیده است. دیدگاه مشترک این گروه از متفکران بر این مبنا استوار بود که حاکمیت در جامعه به دست گروه کوچکی از نخبگان می‌چرخد. امروزه نخبه گرایی یکی از الگوهای رایج در جامعه شناسی سیاسی است که بر وجود نخبگان حاکم در جامعه تأکید دارد. مهمترین مسأله برای نظریه پردازان نخبه گرا این بود که اساساً «چه کسانی حکومت می کنند» و یا «قدرت در دست چه کسانی متمرکز است». در پاسخ به این مسأله، مکتب نخبه گرایی بر تمرکز قدرت- و نه بر پراکندگی آن- در جامعه تأکید دارد و استدلال نخبه گرایان در ساده ترین شکل خود بیان می دارد که در هر جامعه ای قدرت سیاسی، در دست گروهی نسبتاً کوچک – گروه نخبگان- متمرکز است و بر این باور هستند که در سراسر تاریخ قدرت سیاسی مؤثر همواره در دست یک اقلیت خاص بوده است. از این منظر است که تقسیم اصلی در جامعه سیاسی را، تمایز میان صاحبان قدرت و توده های فاقد قدرت می بینند. نظریه پردازان نخبه گرا، جامعه را به دو قسمت نخبه و توده تقسیم می کنند و توده ها را جماعاتی سازمان نیافته و بی نظم می شمارند که فرودست تر از نخبگان هستند؛ در حالی که نخبگان به عنوان طبقه خودآگاه محسوب می شوند که در رفتار منسجم و دارای احساس مشترکی هستند.

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.