کد خبر : 112798
تاریخ انتشار : شنبه 20 ژوئن 2020 - 11:43
-

علی پورمهران

اختصاصی/ داستان هفته/ خمسعلی

اختصاصی/ داستان هفته/ خمسعلی
.

اینکه آدم احساس غریبی و تنهایی کند وقتی در شهر یا کشور دیگری است ، قابل بحث و درمان پذیر است. چاره دارد. درد واقعی ولی چیز دیگری است که بعدا می گویم.

ولی از اینجا شروع می کنم که خمسعلی رفته بود تبریز درس بخواند، دانشگاه برود، در نهایت بگیرد مدرک وکالتش را و برود شهر خودش آنجا به بچه محل هایش کمک کند که حداقل کمتر بازداشت شوند اگر هم شدند بگویند (در غیاب وکیلم حرف نمی زنم )بعد زنگ بزنند، خمسعلی بیاید، با کت و شلوار سورمه ای بیاید، با کیف سامسونت بیاید، بکشدشان بیرون از آن مخمسه و حل بشود به همین شکل مشکل تمام بچه های حسین آباد.

خمسعلی رویاپرداز بود تئوری های زیاد داشت اگر به مرحله اجرا میرسید عالی بود. اما نشد، نرسید که بشود. یک کتاب قانون و جزا داشت به، خط به خط کتاب مسلط بود، ولی یک بار که تنها بودیم باهم ، و با دوجفت چشم غرق در خون و تنگ شده داشتیم تصویر می ساختیم از دود نزدیک سقف اتاقمان، شکست سکوت را و با یک صدای عجیبی گفت ۴۹۷ تا ماده قانون که کافی نیست، بعد زل زدیم تو چشم هم، نگاهش سوال می خواست اولین سوالی که از مغزم رد شد را پاس دادم بهش، گفتم : پس چندتا؟ خیلی تاثیر گذار گفت: یدونه.

این اولین و آخرین بار در تاریخ بود که یدونه اینقدر بزرگ و پرتعداد گفته و شنیده شد.حتی از ۴۹۷ تا هم بیشتر.

ازش نپرسیدم هیچوقت که منظورش از آن یدونه چی و چندتاست، شاید فرصت نشد که بپرسم ولی درآن لحظه تنها کاری که توانستم بکنم را انجام دادم، لا به لای انبوه لباس و وسایل کف اتاق خزیدم و یک جایی برای خوابیدن خودم باز کردم. دو سه روز بعد بود که دستش را در شیشه ای کمد جر داد جوری که با سی و هفت هشت تا بخیه رفت شهرشان ۲ هفته خوابید بعد برگشت تبریز بغل بخاری که نشست ۲ دقیقه سکوت کرد بعد گفت: بچه محلامو نمیشناسم دیگه.خواستم دلداریش بدم گفتم: خمسعلی روالش همینه آدما کم کم از محله شون میکنن میرن به جاشون آدمای جدید میان.

یکم نگاه کرد گفت: آدما همون آدمان، محله از پیش آدماش رفته منظورشو همانقدر نفهمیدم که غم تو چشما و صداشو فهمیدم.
الان که لب سپیدرود نشستم و خیره شدم به چوب پنبه ی معلق روی آب و منتظرم که یک ماهی رد بشود و یک تکانی به قلابم بدهد یاد یدونه ای که خمسعلی آن شب گفت میافتم .

آفتاب پشتم را جوری سوزانده که حال و روزم را مردم قبیله ی بوشمن در صحرای کالاهاری می توانند توصیف کنند ولی بلند نمی شوم برم چند متر آنطرفتر زیر سایه ی درختی که تنهایی را زندگی کرده بنشینم.

سپیدرود همان سپیدرود سابق است ماهی ها ولی رفته اند جای دیگر، یاد حسین آباد میافتم.

یاد چراغعلی که رفته بود رفته بود از کریم نقاش ۱۰۰ تومن قرض کرده بود که تابلوهایش را بفرستد فجر.پدرش محمود گفته بود موفق نمیشی پسر، بچسب به درس و مشقت. یاد فازل می کنم که در دلش را به روی هرکسی که باز کرد خودش ماند و طرفش اقامت اروپا و حتی آمریکارا گرفت. جمال که با رتبه ی تک رقمی نرفت تهران ماند پیشمان که خاطره بازی کنیم. یاد قاسم میکنم که برای روابط احساسی همه ما مرشد بود ولی خودش هیچوقت به چشم سبزکلاسشان نرسید.

اوج فشار تنهایی و نیاز به رفتن و نماندن را وقتی می فهمم که پشت فرمان پیشروپارس ۱۵۰ مدل ۸۶ نشستم. هلش میدم میارمش سر کوچه هندلش که می زنم کوچه گم می شود، در آهنی گم می شود پارک کشاورز، پمپ بنزین گوسفند فروشی و همه چیز. همه چیز گم می شود فقط یک جاده می ماند که ختم می شود به حسین آباد. جایی که خمسعلی نشسته تنها توی زیرزمین خانه اش و همدم همیشگیش کتاب قانون و جزا را دارد ورق میزند در پی آن یدونه ی نامبرده.

دلم یک تکچرخ آرتیستی می خواهد جوری که چرخ جلوی پیشرو پارس را از سر کوچه بلند کنم و وقتی بزارمش زمین که رسیده باشیم به آب بند پشت سد ابهر، آنهم به شرطی که خمسعلی ترک موتورم نشسته باشد. آب بند پشت سد ابهر شاید خیلی وسیع و پهناور نباشد ولی به وسعت یک اوقیانوس، مادرانه درآغوش گرفت هرکداممان را بارها. به درد و دلهای نکردمان گوش داد صبورانه و از وسعت تنهاییمان وسعت گرفت.

آنجا، تئوری ها و رویا های خاک گرفته خمسعلی را بشوریم، آب بکشیم، پشت کتاب قانون جزا را جوری کیسه بکشیم که ازش هیچ نماند جز
یدونه ای که خمسعلی دنبالش بود.

به خودم که میام هنوز لب سپیدرود نشستم پشتم دیگر نمیسوزد کلاغی که روی سر لچه ی دامم نشسته نشان می دهد که مدتهاست اینجا نشستم. همه چیز فرق کرده جز یدونه. جای چوب پنبه ی قلابم روی آب ثابت مانده سپید رود همان سپیدرود سابق است، ماهی ها رفتند جای دیگر‌…….

.

علی پورمهران : نویسنده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.