کد خبر : 111752
تاریخ انتشار : شنبه 6 ژوئن 2020 - 0:12
-

غزل لطفی ، فعال رسانه ای

قصه تلخ رومینا را چگونه برای دخترم روایت کنم؟!

قصه تلخ رومینا را چگونه برای دخترم روایت کنم؟!
.

گیلان تایمز:
.
خدایا! همیشه مهمترین دغدغه ام این بود چطور چالش های دوران بلوغ را برای دخترم توضیح بدهم. کلی کمک و مشاوره… از همه می پرسیدم تا بهترین روان شناسان را پیدا کنم و امروز باید برای دخترم تعریف کنم، چه شد که پدری سر دختر خودش را برید. نه اینکه بخواهم برایش بگویم، اما از من بشنود بهتر است تا از دوستاش. باید به تحلیل هایی که با هم می کنند جهت بدهم.
هنوز در ذهن خودم نتوانستم همه تقصیرها را به گردن پدر قاتل و یا حتی آن مرد عاشق پیشه( یا به ظاهر عاشق)بیندازم. همه چیز درون ذهنم بریده بریده و درهم شده.
واقعا چرا؟
چرا وقتی دختری عاشق می شود نمی تواند اول برای مادر و پدر خود تعریف کند؟
می دانم که الان بلافاصله پاسخ می دهید، خوب یه دختر روستایی بوده با فرهنگ و تعصبات خاص خودشون.
اما حواستون هست همین دختر جرات فرار از خانه را داشته، شاید راه دیگری برای ابراز خودش پیدا نکرده.
شاید هر بار که خواسته بگوید عاشق شدم.
این جمله خانواده و آشنایانش را در ذهن مرور کرده؛ که دختری که نجابت نداشته باشه، نفهمه که ناموس پدر و برادر و مردای خانواده است، نباشه بهتره؟
فقط شنیده بوده از کجا می دانست …
به پدرش فکر می کنم، ناموسش لکه دار شده و باید این لکه ننگ را پاک کند، اصلا به چشم گرفتن یه جان نگاه نکرده بوده فقط به دنبال راهی بوده که آبروی رفته به جوی بازگردد.
حتی به اینکه بعد از این جای خالی دخترش را چطور باید تحمل کند هم فکر نکرده بوده.
آخر تنها چیزی که همیشه و نسل به نسل یاد گرفته این مسئله بوده است که لکه ننگ باید از بین برود.
آن پدر کار دیگری بلد نبود چون کسی به او یاد نداده بوده.
والان هم هر چی بگوییم و هر کاری بکنیم رومینا زنده نمی شود.
اما می توانیم بجای توجه به اعلامیه ترحیم این دختر و صاحبان عزا کمی به فکر دختران دیگر جامعه باشیم.
دقیقا دخترهای خودمان، دختر من، دختر تو!
ببینیم کی و کجا باید آموزش های جنسی را ببینند.
اگر نمی دانیم باید بپرسیم و این دقیقا همان کاری است که باید به فرزندمان هم بیاموزیم؛ با خیال آسوده و بدون ترس و وحشت تعریف کن و بپرس.به او یاد بدهیم نه در گفتار بلکه در رفتار خانه امنترین جا برای توست و پدر و مادرت شنواترین گوشها…

و پدر و مادر بودن چقدر شیرین و سخت به نظر می آید آن زمان که ما از دید فرزندانمان همه چیز دان هستیم
اما خودمان می دانیم که عالم مطلق نیستیم و این نقطه همان جاییست که اگر نپرسیم و کمک نگیریم به خطا رفته ایم اما اگر مشورت گرفتن تخصصی و حرفه ای جزئی از زندگی ما بشود هم آرامش حال و هم موفقیت آینده خانواده را تامین کرده ایم.
نمیدانم از کی و کجا مشاور و روان شناس جزو لاکچری بعضی زندگی ها شد و بعضی های دیگر هم ترسیدند اگر به روان شناس مراجعه کنند انگ دیوانه بودن و روانی بودن همراهشان شود
من یک مادرم!
مادری که با افتخار برای تربیت دردانه زندگی ام از روان شناسان متعددی کمک گرفتم و خواهم گرفت.
مسئولین عزیز و بزرگوار! سوگواری برای رومینا کمکی به زنده شدن او نمی کند
لطفا حواستان به رومیناهای زنده باشد.
همان هایی که هم خودشان و هم والدینشان نیاز به کمک دارند.

فرهنگ مشاوره گرفتن نیاز به تعالیم گسترده ای دارد و از امروز قبل از اینکه شاهد فاجعه دیگری باشیم باید شروع کنیم
کمک و مشورت گرفتن را به داخل خانه ها ببرید تا دختران ما، فرزندان ما با حال خوب بزرگ شوند. کمی هم به دل مادر رومینا فکر کنیم، فرزندش را از دست داده اما شاید حتی جرات زاری و فریاد نداشته باشد چون دخترش خطاکار بوده. همسرش که تا دیروز پدر فرزندانش بوده امروز قاتل دخترش شده.
امشب باید در سکوت هم برای فرزند از دست داده اش اشک بریزد هم برای همسری که از پدر بودن به قاتل دختر تبدیل شده و بدتر از همه برزخی که از الان در آن زندگی خواهد کرد.

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.