کد خبر : 110769
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۰
-

سپنتا نظری

ویروس کرونا

ویروس کرونا
.

گیلان تایمز:

شبی در جنگلی زیبا بر روی تپه ای کوچک دراز کشیده بودم و به آسمان نگاه می کردم که ناگهان به فکر ویروس کرونا افتادم که این ویروس بدجنس کی از زمین می رود؟
تا این فکر را کردم ناگهان از زیر زمین ماشینی بیرون آمد که اسمش ویروس ها بود . ویروس ها با موادی بی هوش کننده مرا بی هوش کردنند و داخل‌ ماشینشان گذاشتند و بردند.
دو ساعت بعد من به هوش آمدم و در سرزمین ویروس ها بودم . تا آن کلمه را شنیدم خودم دوباره بی هوش شدم. بعد از چند ساعت دوباره به هوش آمدم اما می دانستم که کرونا مرا دعوت کرده است که با من بجنگد .
کمی ترسیدم اما با شجاعت با کرونا رو به رو شدم.از او پرسیدم :چرا مرا به اینجا آورده ای؟ او گفت: «من تو را به این جنگ دعوت میکنم»
حدس من درست بود.او گفت:« اگر تو مراشکست بدهی کل دنیا از دست من رها می شوند اما اگر من تو را شکست دهم کل دنیا به چنگ من می افتند».من قرارداد را امضا کردم و با ویروس ها خوب آشنا شدم.
کرونا شاه ویروس ها بود. وبا و طاعون دختر و پسر کرونا بودندو آنفولانزا و سرماخوردگی سربازو خدمتکارهای او بودند.
اول من از کرونا شکست خوردم چون صابون کوچکی داشتم.
اما بار دوم من با علم و دانش اورا با یک صابون بزرگ شکست دادم و مردم دنیا را از دست کرونا نجات دادم.
پس شما هم همیشه دست هایتان را با آب وصابون بشویید تا از کرونا دور باشید.

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.