کد خبر : 103515
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۲
-

مراد قلیپور

نظریه تکثیر و تکثر (طرح ژنوم شعر هفتاد_نود)/ قسمت یازدهم

نظریه تکثیر و تکثر (طرح ژنوم شعر هفتاد_نود)/ قسمت یازدهم
.

تکثیریاتکثر (طرح ژنوم شعر)

اصل پذیرش(قنطروس یا مینوتور یا…)

اگر قرار است که نو آوری ها را در ادبیات هر دوره از لحاظ ژنتیکی بررسی نماییم باید به این مساله توجه داشتدکه نوآوران تا چه اندازه توانسته اند از پس کار های گذشتگان خود بر آیند.
باید اعلام کرد که بخش وسیعی از شاعران سه دهه اخیر نه تنها از پس کار های گذشتگان بر نمی آیند بلکه حتی تمرین این سنت ادبی را در کار نامه های خود ندارند.
شاعران سه دهه اخیر یکی از مشترکاتشان این است که بیشتر شان با نو آوری و آوانگارد شروع کرده اند و از سنت شعری خالی اند.
با بررسی زیر ساخت ها و زیر متن های شاعران هفتاد_نود یکی دیگر از آسیب های مشترک، مساله “هوش قالبی و ماشینی” این شاعران است که این هوشمندی به عنوان یک ابزار مساله ای دست و پا گیر در اشعارشان شده است که شعر ها را تبدیل به “کلکی پنهان یا پایان عافلگیرکننده”کرده است.

قاعده پذیرش قاعده ای بسیار مهم است.به قول بورخس ما قنطروس یا سانتور(نیم انسان نیم اسب) یا مینوتور(سر گاو و بدن انسان)را می پذیریم اما گاومیش با سر گربه را نمی توانیم بپذیریم.
این قاعده پذیرش یا عدم پذیرش در شعر هفتاد_نود یکی از دغدغه های فراگیر برای خوانشگرانش گردیده است.
با بررسی پرونده تاریخی این شاعران به راحتی می توان فهمید چه کسانی از پس کار های گذشتگان ادبی خود بر آمده اند لذا توانسته استحاله تدریجی سانتور یا مینوتور را بر خوانشگران خود تحمیل نمایند و از طرفی چه کسانی از میانه راه با سو استفاده کردن از امواج جریان ها و حلقه ها و پروپاگاندا های تبلیغاتی مخصوص برای این ادبیات “گاومیش با سر گربه” بیافرینند.
مگر می توان یک زبان را به آسانی دگرگون کرد ؟
شعری که سروده می شود پیش تر ها در گذشته بار ها سروده شده است که ما فقط آن را آشکار می سازیم. ما منشا دگرگونی های بسیار ناچیزی از زبان هستیم ولی خود زبان به آسانی دگرگون نمی شود. هر چند برخی در صدد این کار در سطح جهانی بر آمده اند اما ناکام مانده اند. اما در بین شاعران هفتاد_نود بسیاری به این می اندیشند که زبان را دگرگون سازند و نظام آن را به هوای زدودن استبداد صرف و نحو آن دستکاری نمایند که ما به جای سانتور یا مینوتور با پدیده “شتر گاو پلنگ ادبی یا همان گاومیش با سر گربه”روبه روییم.

شباهت شعر ها در این سه دهه اخیر(هفتاد _نود) بیشتر از تفاوت های شان است که این نشانگر عدم حضور و وقوف “سر ریز تجربه ” است تا به چشم موهبتی از اندوه و رنج بدان نگریسته نشود وگرنه سرودن شعری اصیل یا شعری آکنده از اندیشه های بدیع و شگفت آور کار نسبتا آسانی است یعنی کاری که به قول بورخس شاعران سبک متافیزیکی انگلستان انجام می دادند.

مساله هوش قالبی و ماشینی، خالی بودن از سنت ادبی گذشتگان، از میانه راه سوار جریان ها شدن با تکیه بر برخی پروپاگانداهای تبلیغاتی و…از جمله مسایلی هستند که توانسته اند از چهره شعر سه دهه اخیر در بخش وسیعی “چهره ای شتر گاو پلنگ”بسازد.
متاسفانه شعر سه دهه اخیر مان نتوانسته مخصوصا پژوهشگران دانشگاهی خود را متقاعد کند که همانند شعر دهه های بیست تا پنجاه به عنوان” شعر معتمد و مطمئن” بدان نگریسته شود. اگر هم تحقیقات و توجهاتی صورت گرفته ،اهتمامی و پیوسته نیست هر چند برخی متن های قابل عرض و مطمئن وجود دارند که به خاطر نفوذ برخی طایفگی ها و اصحاب حلقه ها نتوانسته اند خودشان را از حاشیه ها به دل متن ها نزدیک سازند تا حافظان آبروی شعر باشند.

.

مراد قلیپور نویسنده و شاعر

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.