کد خبر : 93546
تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۵
-

مراد قلیپور

نظریه تکثیر و تکثر(طرح ژنوم شعر هفتاد_نود)/ قسمت دوم

نظریه تکثیر و تکثر(طرح ژنوم شعر هفتاد_نود)/ قسمت دوم
.

زبان استقبال

ما به شدت به خاطر آمیختگی و پیوند شدگی عقیم با تجربه های حاصل از زبان های دیگر داریم زبانی با” نظامی انتزاعی” را پایه ریزی می کنیم که از موقعیت سوژگی کاربران خود متاثر نیست . این می تواند برای گذر از مرز های زمان و مکان و رسیدن به معیاری جهانشمول آسیب رسان باشد.
لحن ، ریتم جمله ها ،آهنگ واژگانی،ساختار های گفتاری و نوشتاری در این ادبیات با این که به زبان فارسی نوشته می شود ولی دارد همه چیز را به نفع ارجاعات و اصلاحات” زبانی بزرگ” تمام می کند
احساس می کنم که زبان فارسی دارد” وزن تجربه زبان های بیگانه “را بر دوش می کشد و این را نباید به عنوان شکلی فارسی جدید قلمداد کرد؛ چرا که هیچ ارتباطی با “میراث انسانی خانگی خود” ندارد. هم تغییر ناپذیر است و هم با محیط تازه زبان فارسی متناسب نیست.
ما داریم زبان معیار خود را بیهوده زیر فشار قرار می دهیم.این زبان ملزم به حمل بار تجربه هایی است که به قول والتر بنیامین از “فقر تجربه” ما حاصل گردیده است یعنی تجربه هایی که در سیاق مفهومی این زبان تدوین نیافته اند.
زبان فارسی دارد با استفاده از “زبان استقبال ” از طریق ارتباطی یکطرفه، لحن، آهنگ،و در مجموع خصلت های ویزه ای را که از “زبان استقبال و دیگری”به زبان فارسی افزوده شده در آثار ادبی خود حفط و متجلی می کند و بر این وجوه چند سویه هم تاکید می ورزد.
بی گمان باید اذعان داشت که نمی توان این ادبیات را با این که بر زبان معیار و مادری نوشته شده در زمره ادبیات مادری به حساب آورد . ممکن است این ادعای بنده به مخالفت هایی همراه باسد اما این حقیقیتی انکار نشدنی است چه خوش مان بیاید یا نه حقیقتی است که وجود دارد.
این ادبیات با زبان مادری خود در درجه اول دارد برای مردمی می نویسد که هیچ شناختی از آن ها ندارد .
ما به “اشکالی از فرهنگ نوشتاری “دچار شده ایم که نمی توان برایش اسمی ویژه از نوع” آمیختگی یا پیوند شدگی”گذاشت. این دارد تبدیل به خیانتی برگشت ناپذیر می شود که جایی برای اعتراف گناه باقی نخواهد گذاشت.بی گمان در انتهای این خیانت ها فرهنگی” فایده گرا” دارد همه چیز را کنترل می کند تا زبان فارسی را تبدیل به “منطق تقدیر باورانه “سازد.
زبان فارسی دارد به عنوان” زبانی قرضی و برده”به بهترین صورت ،وزن تجربه” زبان های استقبال و بزرگ” را حمل می کند.
زبان فارسی نه دارد برای مردمش و نه مردم سرزمین های دیگری می نویسد چرا که دچار نوعی سلطه خود انگیخته گردیده است.
ما عملا زبان ملی خود را رها کرده ایم و آنچه که داریم با این زبان معیار و مادری می نویسیم ،این زبان را به “فضای صفر بیان”نزدیک تر کرده است.
این زبان بی هیچ عذر خواهی و اقرار به گناه دچار استیضاح یا فراخوانی آلتوسری است که نویسندگان مان را صدا می زند تا انها را به “عامل نقش پذیری “تبدیل کند
ما بر عکس نظر ول سوییتکا (Wole soyinka)در کتاب “هنر ،دیالوگ و تعدی”ناچار به زیر فشار گذاشتن زبان معیار نیستیم اما داریم سهوا یا تعمدا با تحریف و موجز کردن زبان مادری ،و به هم فشردن، تجزیه و ترکیب دوباره این زبان به شکلی یکطرفه آن را وادار به حمل بار تجربه های می کنیم که برای زبان فارسی خوشایند نخواهد بود.

ما به “زبانی تقدیر باورانه”در زبان معیار دچار شده ایم و داریم آن را به کار می گیریم که هیچ فرقی با نوشتار به زبان غیر مادری مان ندارد . ما عملا با” زبان فارسی دیگری ” داریم ادبیات خود را حمل می کنیم.
ما زبان فارسی را به نفع زبان های دیگر کنار نگداشته ایم اما چیزی که پیش آمده به مراتب دردناک تر از دغدغه نویسندگان پسا استعماری است . چیزی که نه یک امر ابهام زبانی است و نه در حکم بازتاب تکثر گرایی زبان.
این ادبیات با زبان ملی دارد هر روز بیگانه تر می شود .این به خاطر این است که ریتم ها، کادانس ها، نواخت ها،ضرباهنگ ها،طنین هاو انفجار اصوات این زبان به جای زبان معیار ، با زبان های ناشناخته و حاصل از مواجهات پراکنده، منطبق گردیده است . به خاطر “انباشت ارتباطات عقیم”قادر به شناخت نوع روابط خود در این زبان نیستیم لذا دچار بیگانگی و عدم ارتباط در زبان ادبی خود شده ایم.
با این وضعیت ما قادر به “شناخت زبان ادبی ملت”نیستیم.ما دچار زبان فارسی وارداتی و تعلیم نیافته ایم یعنی زبانی غرق شده که به سادگی قادربه این نخواهد بود که به سطح بیاید و بر تلقی ملت کشورش تاثیر بگذارد.
عدم درایت واهتمام ما در برخورد و مبادله با زبان های همجوار ،زبان ملت را تبدیل به زبانی ایستا، مرده و ناکارامد ساخته است در حالیکه همین زبان ملت با پشتوانه کلاسیک خود _ به قول ادوارد کامو براتویت شاعر باربادوسی _ زبانی عربده،فریاد ،تیر بار، باد یا موج است که هر زبان معیاری را واژگون می سازد.زبان فارسی متاسفانه در برابر “زبان های بزرگ “هیچ برنامه ریزی ای ند و به شکلی خطر ناک دارد همه چیز را به نفع “زبان بزرگ دیگری” شبیه سازی می کند

.

مراد قلیپور نویسنده و شاعر

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.