کد خبر : 86758
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۰
-

اختصاصی/مدافع حرم:

ما را به زور اعزام نکردند/ از پول هنگفت و امکانات آنچنانی خبری نبود

ما را به زور اعزام نکردند/ از پول هنگفت و امکانات آنچنانی خبری نبود

 گیلان تایمز: ماه محرم ،یادآور رشادت های امام مظلومی است که برای عزت و آزادی مردم زمان خود، پا به میدان رزم گذاشت.با خون امام حسین(ع) و یارانش ،پرچم آزادگی برای همیشه در جهان به اهتزاز درآمد تا دین و اسلام و ارزش های اسلامی و انسانی، پا برجا بماند. آزادگان و پاسداران سربلندی و

 گیلان تایمز:

ماه محرم ،یادآور رشادت های امام مظلومی است که برای عزت و آزادی مردم زمان خود، پا به میدان رزم گذاشت.با خون امام حسین(ع) و یارانش ،پرچم آزادگی برای همیشه در جهان به اهتزاز درآمد تا دین و اسلام و ارزش های اسلامی و انسانی، پا برجا بماند.

آزادگان و پاسداران سربلندی و عزت ،در هر دوره ای رنگ و لباسی دیگر به خود می گیرند،ولی در نهایت یک هدف دارند،پاسداری از ارزش ها و مرزهای کشورشان.

با مصاحبه و گفتگو در زمینه ای که می گویی،مشکلی ندارم.فقط یک شرط دارم.منتظر نمی ماند که سوال کنم،چی؟

این ابتدای مکالمه من با او است. ادامه می دهد: شرط من این است که  اسمی از من برده نشود.وچند ثانیه سکوت من و … می پذیرم.

با مردانی از جنس او صحبت کردن و سوال پرسیدن سخت نیست.آنهایی که برای حفظ و حراست از داشته های معنوی شان،تلاش می کنند.

گیلان تایمز: می گویم،طبق معمول باید سوال کنم که لطفا خودتان را معرفی کنید،در جوابش چه باید بنویسم؟ می گوید: خودت هر چه نوشتی.

و من بلافاصله می گویم: « مدافع حرم»

گیلان تایمز:چه عاملی باعث شد که بعنوان «مدافع حرم» ثبت نام و به کشور سوریه اعزام شوید؟

مدافع حرم: تمام دوران قبل ثبت نام تا اعزام به کشور سوریه،یکی از دوران های خاص زندگی من است.خبرها و اتفاقات کشور جنگ زده سوریه را از رسانه های عمومی و به ویژه تلویزیون دنبال می کردم. وقتی اعزام مدافعین حرم از ایران به سمت کشور سوریه بیشتر و پس از آن در سال های ۹۳و ۹۴ تشییع پیکر پاک تعدادی از آنها در اکثر نقاط کشور،رنگ و عطر عاشورایی گرفت. کم کم  نام «شهید مدافع حرم» وارد فرهنگ کشور شد.

می دانستیم افرادی در قالب نیروهای سپاه قدس راهی این کشور برای دفاع حق علیه باطل می شوند،زیرا بعنوان یک کشور مسلمان و شریک دینی وظیفه داشتیم فریاد حق خواهی مردم سوریه را شنیده و در کنار آنها از کشورشان دفاع کنیم.

اوایل در ذهن من نمی گنجید که روزی بتوانم به کشور سوریه اعزام شوم. ولی از یک طرف وقتی با تشییع پیکر پاک شهیدان مدافع حرم روبرو شده و از طرفی پای صحبت های دوستانی که اعزام شده بودند،می نشستیم،هوای دل ما هم هوایی شد و زمانیکه شنیدم نیروهای داوطلب نیز می توانند اعزام شوند،جرقه های امید اعزام در دلم روشن تر شد.

تا اینکه روزی اداره بودم. از همکارانم شنیدم که بسیج اداره فراخوان داده که افرادی که برای اعزام به سوریه تمایل دارند،می توانند ثبت نام کنند. فرمانده پایگاه اسم نویسی را آغاز کرد و من هم ثبت نام کردم.

بعد ثبت نام،لحظه شماری می کردم که کی اسمم را اعلام خواهند کرد؟

گیلان تایمز:چه مدت بعد از ثبت نام،اسم شما برای اعزام،اعلام شد؟

مدافع حرم:از دوستان شنیده بودم که یک الی دو سال است که منتظر اعلام اعزام هستند و همچنین شنیده بودم که تعدادی از افراد به دلیل شرایط سنی،ضعف بدنی و … نمی توانند اعزام شوند.

ولی هنوز دو ماه از ثبت نام من و تعدادی از همکاران نگذشته بود که ساعت و لحظه اعزام ما، اعلام شد.

گیلان تایمز: آن لحظه چه حس و حالی داشتید؟ آیا دچار شک و تردید برای رفتن نشدید؟

مدافع حرم:  در اواخر ماه محرم  سال ۹۶ ساعت و لحظه اعزام را به ما اعلام کردند.

و قسمت جالب ماجرا اینجا بود که هر ۶ الی۷ نفری که در اداره همکار بودیم با هم و در یک گروه اعزام شدیم.چون فرمانده ای که از قبل می شناختیم و چندین بار هم اعزام شده بود، باید اکیپی را تکمیل می کرد و تعداد ما تکمیل کننده این اکیپ بود.

گیلان تایمز: نظر خانواده در مورد اعزام شما به سوریه چه بود؟

مدافع حرم: با این تفکر که باید برای دفاع از اسلام راهی شوم،مخالفتی نداشتند.مخالف این بودند که کسانی هستند بعنوان نیروی رزمی متخصص که در عملیات ها شرکت کنند،معتقد بودند که ما، همین جا می توانیم بهتر مثمر ثمر باشیم.

پخش فیلم هایی از جنایات داعش و شکنجه هایش،رعب و وحشتی در دل اطرافیانم ایجاد کرده بود.

هرچه به روزهای اعزام نزدیک تر می شدم،قضایای احساسی هم بیشتر می شد.روز عاشورا دختر سه ساله ام در اثر یک شیطنت بچگانه زمین خورد و دستش شکست،دلبستگی به دخترم،خانواده ام،پدرم،مادرم،خواهرم،برادرم بیشتر شده بود.من هم مثل هر آدم دیگری،زندگی عادی داشتم و وابستگی ها هم، کم نبود.اما همه این امور در عزم رفتنم خللی ایجاد نکرد.

آن زمان از یک طرف،تصاویر و فیلم های شهادت شهید حججی که از رسانه ها پخش شد،دیگر تاب و توان را از من گرفته بود و لحظه شماری می کردم برای اعزام.

و از طرف دیگر سردار سلیمانی قول داده بود که داعش را از سوریه بیرون خواهد راند و مناطقی هم از داعش پاکسازی شده بود.

گیلان تایمز:یک لحظه پشیمان نشدید که چرا برای اعزام به سوریه ثبت نام کرده اید؟ دچار ترس و دلهره نشدید؟

مدافع حرم: من هم مثل همه آدم های روی زمین،نیازها،خواسته ها و ترس های طبیعی داشتم.تا قبل از اعزام،به دلایلی که اشاره کردم،فکر می کردم،اما شوق رفتن بیشتر از افکارم بود.زمان اعزام،افرادی بودند که اسمشان در لیست اعزام نبود،ومن هر لحظه دعا می کردم که نکند اسم من هم در لیست نباشد و از اعزام جا بمانم؟!

گیلان تایمز:از حال و هوای لحظه اعزام بگویید.

مدافع حرم: پس از ثبت نام هر روز منتظر خبر اعزام بودم.چون به ما گفته بودند،آماده باشید،هر لحظه ممکن است که برای اعزام،با شما تماس بگیرند.هر روز پیگیر بودم که چه شد؟کی اعزام می شویم؟

یکی از روزهای آبان ماه همراه خانواده برای گشت و گذار و استراحت به طبیعت پناه بردیم و شب به خانه برگشتیم.۸شب موقع صرف شام،یکی از دوستانی که با هم  برای اعزام،ثبت نام کرده بودیم،تماس گرفت که آیا با تو تماس گرفته اند برای اعزام؟ گفتم نه.آن لحظه فقط خدا می داند که چه به من گذشت؟ تصور اینکه من جا مانده باشم و با من برای اعزام تماس نگیرند،برایم سخت بود.

غرق در این افکار بودم که دیدم پشت خطی دارم.به دوستم گفتم قطع کن. منتظر جوابش نماندم و قطع کردم و جواب دادم که خدا رو شکر فرد آن طرف خط تلفن خبر از اعزام من داد.

سر از پا نمی شناختم.خوشحال بودم.

خانواده ام با تعجب نگاهم می کردند‌.چون چند ساعت بعد باید اعزام می شدم.خبر اعزام ناگهانی من برای خانواده، باور کردنی نبود.

ساعت دو شب اعزام بود.به سرعت آماده شدم و همراه خانواده به محلی که برای اعزام اعلام کرده بودند،رفتیم.

در آنجا با دیدن انبوهی از جمعیت که شامل،مادران،خواهران،برادران،پدران و خانواده افراد اعزامی بود،به یاد فیلم های ۸ سال جنگ تحمیلی افتادم.دقیقا همان حال و هوا بر فضا حاکم بود.خانواده ها،بوی دود اسپند،رد شدن از زیر قرآن،دعا های خانواده ها،شور و اشتیاق افراد اعزامی و …

گیلان تایمز:چه عاملی سبب اینهمه اشتیاق برای اعزام، بود؟

مدافع حرم: شوق اعزام یک کشش خاصی دارد و چون الگوهای من دوستان شهیدم بودند که برای دفاع از کشور و وطن، راهی شده بودند،با افتخار و شوق پا در این راه گذاشته بودم تا من هم یکی از آنها باشم.

گیلان تایمز:در آن لحظات ترسی را در وجودتان حس نمی کردید؟

مدافع حرم:قبل از اعزام ترس معنایی نداشت،تنها ترسم آن زمان، ترس نرفتن،جاماندن و اعزام نشدن بود،ترس اینکه نکند اسمم در لیست اعزام نباشد.وقتی که رسیدیم تهران و هواپیما پرواز کرد و از زمین جدا شد،همه چیز در وجودم تمام شد.

گیلان تایمز:پس از رسیدن به کشور سوریه،اوضاع و احوال شما چگونه بود؟

مدافع حرم:روز شهادت حضرت رقیه،دمشق رسیدیم و برای زیارت حرم رفتیم.

پس از ورود به این فکر می کردیم که کجا هستیم؟ چه کاری باید انجام دهیم؟ و …یک روز دمشق بودیم و بعد ما را به شهر حلب بردند و از آنجا با اتوبوس به سمت بارگاه حضرت زینب(س) و حضرت رقیه. بین راه به فضای شهر نگاه می کردیم.یک شهرجنگ زده.مخروبه هایی که نشان می داد،روزی اینجا شهری آباد بود.

وقتی وارد حرم حضرت زینب شدیم،فضای روحانی و عرفانی خاصی داشتیم.حرمی که داعشی ها بارها و بارها قصد نزدیک شدن و تخریب بارگاه ،را داشتند،که با مقاومت مدافعین،به این هدف شوم،نرسیدند‌.

گیلان تایمز: با چه سمت وعنوانی اعزام شده بودید؟

مدافع حرم: به عنوان یک نیروی نظامی و در یک رسته نظامی بودیم و کار ما با تانک بود.در بازه زمانی که آنجا بودیم،تعدادی تانک در اختیار ما بود که پس از گذراندن آموزش های لازم،بعنوان نیروهای مستقر و پشتیبان شهر بودیم.بعدها به ما گفتند که چون قرار بود شهرهای دیرالزور و ابوکمال آزاد شود. ۸هزار نیروهای نظامی از کشورهای مختلف را فرستاده بودند برای جنگ با داعش و ما  با گروهی در پشت خط،جای آنها را پر کرده بودیم

ما در رسته زرهی بودیم.در مجموعه ای که کارخانه بود و در اثر حملات داعش چند سوله آن کارخانه سالم مانده بود که ما آنجا مستقر بودیم،که پس از طی کردن دوره های آموزشی،توسط نیروهای نظامی کشورمان،بعنوان نیروهای پشتیبان شهر،فعالیت داشتیم.فلسفه نیروی جنگ در سوریه به دستور مقام معظم رهبری این بود که ما بعنوان مشاور جنگ در کشور سوریه حضور داشته و سعی شود که ایرانیان کمتر در درگیری های مستقیم وارد شوند.

به همه دلیل ۸ هزار نیروهای غیر ایرانی را به خط مقدم اعزام کرده بودند و ما تقریبا با تعداد هزار نفر داشتیم جای آن ۸هزار نفر را پر می کردیم.نیروی مسقر و در حال آموزش در سوله مستقر بوده و روزهایمان به این طریق می گذشت.

گیلان تایمز: تفاوت جنگ سوریه با ۸ سال جنگ تحمیلی ایران را در چه می دانید؟

مدافع حرم:دوران ۸سال جنگ تحمیلی ایران،جنگ کلاسیک بود،نیروهای خودی و نیروهای دشمن،مشخص بودند و رزمندگان،همدیگر را می شناختند.در دوران جنگ ایران تنها چند استان کشورمان درگیر جنگ بودند؛ ولی در کشور سوریه،تمام نقاط این کشور درگیر و گرفتار جنگ بودند‌.در بازه زمانی که داعش بر کشور سوریه مسلط شده بود،سوریه دارای ۱۳ میلیون نفر جمعیت بود.داعش پس از تجاوز به این کشور،حکومت، سلطه و قدرت خود را بر اساس ایجاد وحشت و رعب، بنا نهاده بود‌.نیروهای تحت امر داعش همه شستشوی مغزی شده و هر جنایتی را انجام می دادند.

به ما گفته بودند به هیچ کسی بجز همرزمان خودمان که می شناسیم،اعتماد نکنیم.چون داعش با هر لباس و ترفندی قصد ضربه زدن و اعمال جنایات خود را داشت.جنگ،جنگ عقیده بود.

گیلان تایمز: آیا این شرایط باعث ترس و نگرانی شما نشد؟

مدافع حرم:در  زمان حضور ما در کشور سوریه،اکثر قلمرو داعش از دست رفته بود، ولی باز هم آنجا فقط داعش نبود.گروهی به نام جبهه النصره که بزرگترین مخالف کشور سوریه بود و در آن زمان تقریبا در صلح موقت با دولت بود.اولین گروه رزمی که نزدیک ما بودند این گروه بود که اگر چه حمله ای نکردند؛ اما وظیفه ما آماده باش کامل بود.

زیرا احتمال داشت برای به دست آوردن تانک های ما،حمله کرده و به نوعی جنگ شروع شود. و تازه این لحظه بود که اضطراب،ترس و دلهره جنگ، سراغم آمد.

این ترس ناخواسته وطبیعی است،ولی فضای حاکم بر آنجا هم متفاوت بود.همه نوع آدمی با عقیده و تفکر مخصوص خودش آنجا بود.بزرگترین جذابیت های  آن لحظات این بود که برای مبارزه با قوم وحشی، هر نوع آدمی در هر سنی و با هر عقیده ای،آمده بودند.

در شرایط عادی که الان مردم صحبت می کنند،می گویند اگر در کشور جنگ شود کسی نمی رود،ولی به عینه شاهد بودم که چه افرادی برای اعزام به سوریه برای دفاع از حرم و مسلمانان آن کشور، مشتاقانه راهی می شدند.

گیلان تایمز: بر اساس آنچه که شنیده بودیم،داوطلبین اعزام به سوریه،پول خوب و هنگفتی دریافت می کردند‌.شما این شنیده را تایید می کنید؟ آیا شماهم پول هنگفتی دریافت کردید؟

مدافع حرم:این توطئه دشمن بود برای عدم حضور.این شایعات طبیعی است در دوران جنگ. و هدف این است که یک عده را نسبت به عده ای دیگر بدبین کنند.

در زمان جنگ یک قاعده کلی وجود دارد و آن هم این است که اتحاد بیشتر می شود.چون همه می خواهند جنگ و دوران جنگ هر چه سریعتر تمام شود.

دشمنان و شایعه پراکنان با این حرف ها می خواستند،اتحاد وهمبستگی مردم را از بین ببرند.

در بین گروه همرزمان ما اختلاف سلیقه بود ولی هدف مشترک بود و آن هم جنگ علیه باطل.

آنچه که مسلم است،به نیروهای اعزامی،حق الزحمه می دادند؛ ولی به اندازه حقوق یک کارگر عادی بود.جنگ هزینه های جنگی خود را دارد. در زمان صلح،حقوق یک نیروی نظامی که در رشت باشد،با نیروی نظامی مرزی، کاملا متفاوت است و این تفاوت بخاطر حضور در منطقه عملیاتی است. ولی برای مدافعین حرم در کشور سوریه از پول هنگفت، خبری نبود.

گیلان تایمز: نیروهای نظامی اعزامی از ایران دارای چه سنی بودند؟

مدافع حرم: اکثریت جوان سال بودند و افراد میانسال.  و تعدادی نیروهای نظامی بازنشسته بودند که برای آموزش نظامی به داوطلبان و مدافعین حرم در کنار ما بودند.

گیلان تایمز: آیا این شنیده درست است که تعدادی از افراد با زور و اجبار اداره و ارگانی و برخلاف میل شخصی خود اعزام شده اند؟

مدافع حرم:  ابدا.

آنچه که من دیدم با شنیده های شما تناقض دارد.به شخصه شاهد بودم که افراد از هر اداره و ارگانی،مشتاقانه و داوطلبانه ثبت نام کرده و برای اعلام اسم و روز و ساعت اعزام، لحظه شماری می کردند.خیلی ها مسابقه داشتند برای اعزام‌.

در مورد خودم،تصمیم به رفتن بزرگترین و سخت ترین کار من بود،چون باید بر ترس و وحشت ناشی از جنایت داعش که سر می برید وبدن انسان را تکه تکه می کرد و …غلبه می کردم.

همه  از جنایات داعش شنیده و در فیلم ها دیده بودیم و ترس از اینکه اگر به دست داعش اسیر شویم،چه اتفاقی می افتد در وجودمان بود.

مرگ راحت ترین چیزی بود که در آن لحظات،می توان خواست.

در کنارش باید از خانواده،همسر،فرزند،موقعیت های اجتماعی و … می گذشتم‌.

گیلان تایمز: دل کندن از همه دلبستگی ها و وابستگی ها،ساده بود؟

مدافع حرم:سخت ترین بخش همین قسمت بود.خانواده و سخت ترین  بخش دل کندن از جگر گوشه ام،دختر ۳ ساله ام که شیرین زبانی می کرد و در آن دوران دستش هم شکسته بود.

قبل از رفتن باید دل نوشته و وصیت نامه ای می نوشتم.گذشتن از همه این  مراحل،برایم شبیه  کتاب ها و فیلم هایی بود که از رزمندگان و شهدا قبل از اعزام دیده بودم.

زندگی نامه شهید  برونسی را خوانده بودم که همسرس گله می کرد که من بودم و بچه ها،حتی موقع بدنیا آمدن فرزندش،شهید دنبال زائو رفته بود، ولی شب برگشته بود.همه و همه این وقایع از جلوی چشمانم می گذشت و حالا من هم باید از خانواده و دلبستگی هایم دل می کندم.با خودم می گفتم شهدا توانستند،پس من هم می توانم و این باعث انرژی من می شد.

گیلان تایمز: آیا گذشتن از این مراحل پر از آزمون،سخت نبود و باعث پشیمانی نشد؟

مدافع حرم: همسرم مدام از من سوال می پرسید،چرا تو؟خیلی ها هستند که بروند. جوابم به او و خیلی از کسانی که این سوال را از من می پرسیدند،این بود که می خواهم خودم،خودم را امتحان کنم.

می خواهم بدانم اینهمه گفتم،چقدر پای گفته ام می مانم؟ اینهمه شعار دادم،حرف زدم و گفتم که پای شهدا، عقیده و کشور و آرمان های شهدا و نظام هستم،می خواهم بدانم چقدر مرد میدان عمل هستم.

من دوستان نظامی زیادی داشتم،همچون شهید کوچک زاد،شهید مسافر و …که پای عقاید و ایمانشان ماندند و شهید شدند. و در این میان سوالم از خودم این بود چرا من نتوانم؟

همیشه مد نظرم این بود که اسمم باید در لیست اعزام باشد،اگر به تشخیص مسوولین اعزام،نباید می رفتم،خواست آنها بوده نه من.و من باید بر عقیده و اعتقادم راسخ بمانم.

اگه اعزام نمی شدم،دیگر نمی توانستم با خودم کنار بیایم.

گیلان تایمز: چند روز در جنگ سوریه بودید؟

مدافع حرم: فرمانده هان نظامی معتقد بودند که افراد حداقل زیر دو ماه در سوریه حضور داشته باشند. به همراه  دوستانم۵۶ روز بودم.

گیلان تایمز:شرایط محیطی که در آن اسکان داشتید را تشریح کنید.

مدافع حرم: از آنجاییکه ما نیروهای پشتیبان بودیم ، کمتر اجازه داشتیم خط مقدم برویم و اگر دشمن به ما نزدیک می شد،نیروهای پدافند هوایی و ادوات با خمپاره دفاع می کردند. در همان زمان بابک نوری هریس و شهید علیزاده با ما آنجا بودند.

جالب اینجاست که من از قبل شهید بابک نوری هریس را نمی شناختم،زمانیکه ما را برای زیارت به حرم حضرت رقیه(س) بردند.من با خودم دوربین برده بودم و از گروه عکس می گرفتم. در همان حین عکس گرفتن،صدایی شنیدم که می گفت: از من هم عکس می گیری؟ گفتم چرا که نه!بعدها متوجه شدم که صاحب عکس بابک نوری هریس بود که نتوانسته بودم عکسش را به خودش تحویل دهم.

در بین مسیر حرم که باید از شهرهای مختلف می گذشتیم،به اطراف شهرها و روستاهای کشور جنگ زده سوریه نگاه می کردم و مدام می گفتم که ما قدر امنیت و داشته های کشورمان را نداریم.

برای اینکه از دمشق بیاییم حلب،شب با هلیکوپتر پرواز نظامی که برای حمل ادوات بود،حدود ۱۰۰نفر راهی شدیم.

گیلان تایمز: به نظر شما جنگ سوریه،جنگ نظامی بود یا جنگ عقیده؟

مدافع حرم: به نظر شما چطور در کشور سوریه،جنگ شد؟ مردم سوریه از قومیت های مختلف و به ویژه عقیده های متعدد هستند.دشمنان دقیقا بر اختلاف عقیده ها دست گذاشتند.همه جوامع کاستی ها و مشکل داشته و به دنبال ایده آل هاست. در کشور سوریه،مشکلات را بزرگ کرده و ساختار شکنی شد. دشمنان با توطئه،شایعه،رسانه و …  وارد عمل شدند. بهترین کار برای رسیدن به هدف اختلاف افکنی عقیدتی و در نهایت جنگ عقیدتی بود.

گیلان تایمز: اوضاع مردم سوریه درآن شرایط چگونه بود؟

مدافع حرم: مقر ما خارج از شهر بود و برای گرفتن غذا از آشپزخانه باید مسیری را با ماشین می رفتیم.در ۱۰۰ متری محل اسکان ما، خانه ها در اثر خمپاره تخریب شده  و خانواده ها با بچه هایشان یا در خرابه ها و یا زیر پلاستیک،زندگی می کردند.وقتی غذای اکیپ ما اضافی می آمد،اضافات غذا را برای آن خانواده ها و بچه هایشان می بردیم. بچه های ۳تا ۱۰ساله با شنیدن صدای ماشین،دوان دوان در خاک ها و خرابه ها به سمت مامی دویدند تا غذا بگیرند. در این شرایط  گاهی افراد اکیپ پول جمع می کردند و برای آنها غذا و لباس می خریدند.

گاهی در روستاها از مسیرهای مختلف رد می شدیم و از باغداران،مقداری سبزی می خریدیم،پول می دادیم،قبول نمی کردند و می گفتند تا همین اندازه امنیت را مدیون شما ایرانی ها ،هستیم.داعشی ها  اموال و ناموس ما را به غارت بردند و لحظه لحظه آرامش الان را مدیون شما هستیم.

با دیدن این تصاویر،وقتی برگشتیم کشور،تازه متوجه شدیم که چقدر در کشورمان نعمت امنیت برقرار است. وقتی برگشتم به ایران، خیلی از سختی ها، آسانتر بود.

گیلان تایمز: لحظه تلخ و شیرین سفرتان به سوریه کدام است؟

مدافع حرم: لحظه شیرین،آزاد سازی شهرهای بزرگ کشور سوریه از دست داعش بود و طبق قول سردار سلیمانی،اکثریت نقاط این کشور از داعش بازپس گرفته و آزاد شد.با اینکار حاکمیت و حکومت داعش در این کشور تمام شد.حلب بزرگترین شهر و قطب اقتصادی این کشور که دارای کارخانه های بزرگ صنعتی بود،در اثر تهاجم داعش، فقط چند ساختمان در آن باقی مانده بود.

و تلخ ترین لحظات غربت،گرسنگی و درماندگی،کودکان و خانواده های آنان در شرایط جنگی بود.

بچه های بی گناهی که ناخواسته جنگ و شرایط سخت جنگی را تجربه می کردند.

گیلان تایمز: در شرایط جنگی وارد کشور سوریه شده و به حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه(ع) مشرف شدید.از حس و حال آن لحظه بگویید.

مدافع حرم:اصلا باورم نمی شد. در ورودی بارگاه حضرت رقیه(ع) وقتی خانم ها با شیوه خودشان کل می کشیدند و ذکر میگفتند،تمام وجودم می لرزید از اندوه بی پایان سه ساله حضرت امام حسین(ع).

غربت حضرت رقیه آن زمانی  بیشترمی شود که بارگاه ایشان در شهری است،که ساکنین آن مسلمان نیستند‌.

در ایام ماه صفر بود که سوریه و کنار بارگاه حضرت رقیه(ع)  بودیم.بارگاهی که غربتش،جان را به آتش می کشد.

گیلان تایمز:شخصا بعنوان یک جوان، از نزدیک در جنگ و شرایط جنگ و میدان جنگ بودید،دیده ها و تاثیرات آن دوران را تشریح کنید.

مدافع حرم:من در فضای جنگ سوریه دارای دو حالت بودم.اولین حالت،حالت نظامی و تدافعی و حالت دوم،حالت روحی و معنوی و شخصی خودم.کنار ما در اکیپ، روحانی داشتیم،که بسیار تاثیر گذار بود. فضای دوستانه ای که همه برای یک هدف مشترک کنار هم بودیم.

سالها قبل از اعزام،وقتی فیلم های جنگی را می دیدم،از خودم سوال می کردم که چرا رزمندگان هنوز دو روز از مرخصی شان نگذشته،دوباره راهی جبهه می شوند؟ و جواب این سوال را خودم که در جنگ سوریه بودم،یافتم.جبهه و کنار همرزمان بودن،جذابیت وصف ناپذیری دارد، که انسان را مجذوب خود می کند.

آنجا از دنیا و مادیات دور می شوی.از دغدغه ها و روزمره گی ها،خالی خواهی شد.

کنار آموزش های نظامی،تفریح و سرگرمی هم داشتیم.حضور روحانی ارزشمند در آن فضا بسیار تاثیر گذار بود.

در پادگانی که مستقر بودیم،برق نداشتیم.در طول روزبیشتر از چند ساعت آب گرم نداشتیم.موتور برق داشتیم که یکی دو ساعت با توجه به گازوئیلی که داشتیم،کار می کرد.چون سوخت نداشتیم،شرایط سختی بود.برای استحمام و استراحت طی دو هفته، نوبتی و چند نفر، چند نفر به پادگان بزرگ دیگری که مرکز فرماندهی بود و به نسبت پادگان ما، امکانات بهتری داشت،می رفتیم.

در این پادگان چون استراحت می کردیم و از آموزش نظامی هم خبری نبود،اوقات فراغت بیشتری داشتیم،با پیاده روی که هم گردش،هم ورزش و هم آمادگی جسمانی بود،خودمان را سرگرم می کردیم . بیشتر اوقات، تلاشم این بود که از فضا و محیط اطرافم در آنجا عکس بگیرم.

اما،چیزی که بیشتر وقت خودم و حتی دیگران را به خود اختصاص می داد،عبادت و راز و نیاز با خدا بود.فضای آنجا با توجه به شرایط جنگی، حس نزدیکی به خدا بیشتر بود.وقتی به لحظه مرگ نزدیک می شویم،ناخواسته به خدا نزدیکتر می شویم.

شاید درست نباشد گفتن این مطلب اما،ما آدم ها هر چقدر شرایط سخت تر می شود به خدا نزدیکتر می شویم.

گیلان تایمز:تغییر و تحولات روحی قبل و بعد اعزام به سوریه را در چه می دانید؟

مدافع حرم: تجربیات جدیدی کسب کرده بودم،با دنیای جدیدی آشنا شده بودم.حال و هوای درونی و روحی خیلی بهتری نسبت به قبل از رفتن به سوریه داشتم.

اگر چه در طول مدتی که در کشور سوریه بودیم،حتی یک گلوله شلیک نکرده و وارد کارزار نظامی نشدیم؛ اما این مهم بود که هدف ما دفاع بود و برای محقق شدن این هدف رفته بودیم.

در آنجا عده ای از نیروهای نظامی خارجی که مستقر بودند برای پول،عده دیگر برای قدرت و عده ای دیگر اهداف دیگری را دنبال می کردند،تضاد اهداف و عقیده دیده می شد.

من زمان برگشت،همان آدمی که رفته بودم،نبودم.ظاهرا همان آدم با همان مشخصات بودم، ولی تغییرات گسترده ای در درونم ایجاد شده بود،مهمتر از همه اینکه از امتحانی که خودم از خودم گرفتم،سربلند بیرون آمدم.از اینکه  توانسته بودم بر ترسم،غلبه کنم،خوشحال بودم.

گیلان تایمز:حدود دو سال و نیم از اعزام شما به عنوام مدافع حرم گذشته،آیا اگر بار دیگر از شما خواسته شود که اعزام شوید،می پذیرید؟

مدافع حرم: مشتاقانه.

گیلان تایمز: چرا؟

مدافع حرم: شبیه یک سفر زیارتی مثلا به مشهد یا عتبات عالیات است،هر چند باری که زیارت رفته باشی،برای بار چندم،باز هم دوست داری بروی.حس و حال من شبیه همان زائری است که دوست دارد مجدد برود.

گیلان تایمز: چطور می توان افکار و عقاید فرهنگی و اسلامی آدم هایی مثل شما را به نسل جوان امروز انتقال دهیم؟

مدافع حرم:اگر اختیار  و توان داشتم،به جای اعزام دانش آموزان،دانشجویان و اقشار مختلف جامعه به راهیان نور،اعزام راهیان به سوریه را پایه گذاری می کردم.

که ببینند که اگر با هر تفکر،عقیده و قوم و قبیله ای متحد نباشیم برای حفظ از ارزشها و کیان کشورمان،دشمنان چه می کنند با ناموس،امکانات و زیر ساخت ها؟

خدا حفظ کند رهبر کشورمان را که با تدبیرهای بی نظیرشان،کشور را اداره می کند.کشور سوریه،گرفتار جنگ شد، چون رهبر مقتدری نداشت.

اول اینکه یاید امید را در جامعه تزریق کنیم.ما در شرایط سخت تحریم اقتصادی و … هستیم.

ما جوان هایمان را مقاوم نکردیم و این هدف از خانه و خانواده شروع می شود.

وظیفه مسوولان روشنگری به موقع است و متاسفانه بسیاری از اختلاف سلیقه ها با اختلاف عقیده ها ،اشتباه گرفته می شود.

همه باید در چهارچوب قانون اساسی عمل کنیم،گاه اختلافات سلیقه ای مسوولان باعث می شود که مردم به دو قطب متضاد هم تبدیل شوند.

رهبر می فرماید:اختلاف سلیقه نیاز پیشرفت است،آن را به اختلاف عقیده تبدیل نکنید،بعد آن را در جامعه بسط داده و مردم نمی توانند تشخیص دهند.

جوانان ما تحت تاثیر بوق های تبلیغاتی و فضاهای مجازی قرار گرفته اند.

در این میان هر کدام از ما با هر عنوانی هر چقدر می تواند فکر درست را بیان کند و از نا امیدی و دلسردی جلوگیری کند.

گیلان تایمز: آیا استمرار برنامه های فرهنگی همچون یادواره شهدا،خاطره گویی از شهدا و… می تواند در روشنگری های نسل کنونی موثر باشد؟

مدافع حرم: استمرار برنامه ها  نیاز است، ولی باید تغییر شیوه و مدل داشته باشد.دشمن با رنگ و لعاب های جذاب و جوان پسند وارد شده ولی ما هنوز  برنامه ها و شیوه های  گذشته را اعمال می کنیم،شیوه هایی که برای یک تعداد افراد در سنین خاص جذاب است، ولی برای نسل جوان نه.

همه اقشار در دسترس ما نیستند،همه افراد اهل مسجد و هیات نیستند،به هر دلیلی در اینگونه مراسم ها شرکت ندارند.ما برای اینگونه افراد برنامه نداریم.

برای نمونه روایتی از یک شخصی را ضروری می دانم.گفتند: چوپانی در موقع وضو گیوه اش را از پا در نمی آورد و از روی گیوه مسح پا می کشید.کسی به او گفت.اشتباه وضو می گیری.چوپان مقاومت کرد که درست است و حتی فلان

مرجع تقلید هم تایید کرده است.همه تعجب کردند که آن عالم و مرجع تقلید که از او یاد می کرد،امکان ندارد که وضو چوپان را تایید کند،لذایکی از افراد حاضر، نزد آن عالم رفته و سوال کرد که آیا شما وضو گرفتن چوپان را تایید کرده اید؟ آن عالم گفت:بله.برای اینکه هر بار گیوه از پا درآوردن برای چوپان سخت است و ممکن است که تارک الصلاه شده و نماز نخواند،به او گفتم اشکالی ندارد. بین تارک اصلاه و قطع ارتباط با خدا و نماز خواندن، باید یکی را انتخاب می کردم.من این راه را توصیه کردم تا آن شخص با خدا قطع ارتباط نکند.

حالا این مثال در جامعه عینیت دارد.ما وظیفه داریم اول خودمان و بعد خانواده و بعد نزدیکان را ببینیم که هر کدام تا چه اندازه ای می توانیم مثمر ثمر باشیم.

ما متاسفانه دچار روز مره گی ها شدیم.

گیلان تایمز: حرف آخر.

مدافع حرم:کار بزرگی نکرده ام.وظیفه ام را انجام داده و از این بابت خدا را شاکرم.

پی نوشت: عکس های این گزارش مستند و ارسالی مدافع حرم است.

گزارش: مژگان شفاعتی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.