کد خبر : 26933
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۰۵
دسته‌بندی نشده
-

عارف از فضای سیاسی حذف می شود/ عارف در حال هضم در پروژه سیاسی ائتلاف امید است

عارف از فضای سیاسی حذف می شود/ عارف در حال هضم در پروژه سیاسی ائتلاف امید است

گیلان تایمز: بعد از هفته‌ها گمانه‌زنی در مورد رئیس دور جدید مجلس شورای اسلامی عاقبت علی لاریجانی با اختلاف قابل توجه توانست برای یک‌سال دیگر ریاست خود بر قوه‌مقننه را تثبیت کند. مهم‌ترین اتفاقی که بعد از تعیین تکلیف رئیس مجلس در فضای سیاسی رخ کرد نمایان شدن وزن واقعی جناح‌های سیاسی سهیم در مجلس

گیلان تایمز:

عارف

بعد از هفته‌ها گمانه‌زنی در مورد رئیس دور جدید مجلس شورای اسلامی عاقبت علی لاریجانی با اختلاف قابل توجه توانست برای یک‌سال دیگر ریاست خود بر قوه‌مقننه را تثبیت کند. مهم‌ترین اتفاقی که بعد از تعیین تکلیف رئیس مجلس در فضای سیاسی رخ کرد نمایان شدن وزن واقعی جناح‌های سیاسی سهیم در مجلس دهم بود که البته در طول چند هفته اخیر به‌شدت از طرف اصلاح‌طلبان به صورت غیر واقعی صورت بندی دیگری القا می‌شد و به نوعی اکثریت مجلس اصلاح‌طلب معرفی می‌شد.
شاید این القائات در تصمیم‌گیری دکتر عارف به‌عنوان سرلیست نمایندگان تهران جهت رقابت با سیاستمدار کهنه‌کاری چون علی لاریجانی ‌بی‌تاثیر نبود و محاسبات سیاسی وی به غلط انداخت لکن موضوع یادداشت زیر در مورد اختلاف محاسباتی اصلاح‌طلبان نیست بلکه بررسی جایگاه محمدرضا عارف به‌عنوان رهبر اصلاح‌طلبان مجلس دهم مورد توجه نگارنده است.
شاید مهم‌ترین رویداد در فرآیند انتخاب هیات‌رئیسه جدید را نیز باید در شکست عارف از لاریجانی قلمداد کرد که رسانه‌های اصلاح‌طلب سعی کردند با مطرح کردن بحث لابی بازی سیاسی و سیاست‌‌ورزی غیر‌شفاف چهره عارف به‌عنوان بازنده این ماراتن سیاسی را روتوش کنند که البته به نظر می‌رسد این روش جهت بازیابی چهره بازنده عارف موفق نخواهد بود و اتفاقی که نباید می‌افتاد برای معاون اول دولت اصلاحات افتاد.
برای تحلیل جایگاه عارف در آینده ساحت سیاست‌ورزی می‌توان ادعا کرد وی به‌عنوان مهم‌ترین عامل پیروزی جبهه ائتلافی‌هاشمی- خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم با وجود اینکه مورد محک اجتماعی قرار نگرفت حداقل در بین هواداران اصلاحات دارای محبوبیت مضاعفی شد. البته عدم اقبال روحانی به عارف به عنوان معاون اول ریاست‌جمهوری حکایت‌گر اختلافات و مرزبندی‌های جدی بین اعتدال و اصلاحات بود که البته این اختلافات خود را در انتخابات اخیر مجلس دهم نیز نشان داد.
مخالفت کارگزاران با نمایندگی و همچنین تشویق رسانه‌های اعتدالیون به مصلحت‌سنجی و ایثار دوباره وی شاهدی بر همین مدعاست که بعد از شکست عارف به صورت شفاف‌تری مطرح شد. روند‌نگاری روزنامه آرمان(نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) در هفته‌های منتج به شروع مجلس دهم حکایتگر رجحان لاریجانی بر عارف بود چرا‌که گفتمان مصلحت‌اندیشی به‌شدت در این روزنامه و سایر رسانه‌های نزدیک به اعتدالیون مورد تاکید قرار داشت و حتی بارها از لزوم کنارگیری عارف از رقابت برای ریاست بر مجلس گفته شد که نشانگر اختلافات درونی ائتلاف ۹۴ بود. البته کنایه سنگین کرباسچی رئیس کارگزاران بعد از شکست عارف نیز به وضوح نمایانگر اختلافات درونی ائتلاف امید در مورد ریاست مجلس دهم بود. کرباسچی بعد از شکست عارف در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد بیان داشت: «قرار نبود ریاست مجلس برای اصلاح‌طلبان باشد و در اردوگاه اصلاح‌طلبان دوستان با وزن کشی اشتباه بزرگی را رقم زدند!»
کرباسچی همچنین در تحلیل شکست عارف می‌گوید: «نمایندگان منتخب لیست امید که متجاوز از صد و شصت نفرند الزاما عضو فراکسیون امید نیستند اعضای فراکسیون هم الزاما در صحن علنی و رای مخفی یکپارچه نیستند و در فهرست امید تعداد زیادی از نیروهای معتدل اصولگرا جای گرفته بودند که از جمله خود آقای لاریجانی بود و نباید به اشتباه پس از پیروزی، همه را به‌عنوان اعضای فراکسیون امید تصور کرد.»
وی با بیان این جمله که «اینکه چگونه موضوع ریاست به سرمان زد واقعا جای تعجب دارد»، اظهار داشت: «ای کاش به جای فراکسیون امید نام فراکسیون حامیان دولت انتخاب می‌شد. اگر اسم این فراکسیون به‌عنوان حامیان دولت مطرح می‌شد و به‌طور معقول و منطقی بر سر ریاست مذاکره صورت می‌گرفت، هرچند بازهم احتمال ریاست علی لاریجانی بیشتر بود اما در نایب رئیسی و انتخاب اعضای هیات‌رئیسه می‌توانستیم امتیازهای بیشتری به دست آوریم.»
اما سوال اصلی اینجاست که باتوجه به شرایط موجود عارف چه جایگاهی را برای ادامه حیات سیاسی خود مطلوب تلقی می‌کرد؟ معاون اولی روحانی و یا ریاست مجلس؟ باتوجه به کاندیدا شدن وی در انتخابات هیات‌رئیسه مجلس در شرایطی که ریاست لاریجانی قطعی به نظر می‌رسید می‌توان ادعا کرد عارف جایگاه مطلوب خود را تکیه بر ریاست قوه مجریه و یا مقننه تصور می‌کند و حاضر است در این راستا هزینه گزافی چون احتمال شکست در مقابل لاریجانی را به جان بخرد.
شاید عارف تا لحظه آخر احتمال تغییر مناسبت سیاسی پشت پرده و تمایل بزرگان اعتدال و اصلاحات به خود را بالا می‌دانست و یا شاید از طرف دیگر از حمایت رهبران ائتلاف امید در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری به‌طور کلی نا امید شده بود و سعی داشت با یک ریسک سیاسی شانس خود را برای تصاحب قوه مقننه بیازماید. در هر صورت به نظر می‌رسد عارف انتخابات هیات‌رئیسه مجلس دهم را آخرین سکوی پرش برای پیوستن به سران قوا قلمداد می‌کرد که این مهم محقق نشد و وی به‌عنوان یک شخصیت مهم سیاسی مجلس دهم و رئیس دومین فراکسیون این مجلس باقی ماند.
اگر بخواهیم شخصیت مشابه عارف در مجلس دهم را با مجلس قبل مقایسه کنیم می‌توان از حدادعادل نام به میان آورد که رئیس دومین فراکسیون مهم مجلس نهم بود که به لحاظ تعداد اعضای فراکسیون نیز فراکسیون تحت ریاست عارف و حداد در یک قواره و وزن سیاسی قلمداد می‌شوند.
فراکسون اصولگرایان در مجلس قبل با وجود ریاست بر یک سوم مجلس عملا در سایه مدیریت سیاسی لاریجانی قرار گرفته بود و  رئیس فراکسیون در بسیاری از تصمیمات کلیدی همچون برجام نتوانست با وجود مخالفت‌های چهره‌های اصلی کمیسیون تحت امر خود تاثیرگذاری قابل قبولی داشته باشد. فراکسیون اصولگرایان شاید می‌توانست استیضاح یک وزیر و یا سوال از رئیس‌جمهور را کلید بزند ولی این لاریجانی بود که کار را تمام می‌کرد.
این موضوع برای عارف نیز صادق است مضاف بر اینکه همسویی وی با لاریجانی و البته همراهی کامل با دولت در پاره‌ای از مسائل اساسا مرزبندی او با رئیس مجلس را کمرنگ‌تر کرده و مخالف‌خوانی و رویارویی‌های سیاسی وی با لاریجانی محلی از اعراب نخواهد داشت در ثانی ترکیب مجلس دهم به هیچ عنوان قابل مقایسه با مجلس نهم و یا حتی هشتم نیست. چرا‌که در مجلس قبل فراکسیون اصولگرایان دارای چهره‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بود که هرکدام توانایی اقناع‌بخشی از نمایندگان را داشتند و می‌توانستند نقش رهبری خود را به خوبی ایفا کنند لکن در مجلس فعلی و به‌خصوص در فراکسیون امید می‌توان ضعف چهره‌های تاثیرگذار را به وضوح مشاهده کرد. چهره‌هایی که بتوانند در مقابل هسته‌های قدرت فراکسیون رهروان ولایت پروژه اقناع آفرینی سیاسی و اقتصادی خود را اجرا کنند و مجلس را در پاره‌ای از موضوعات همراه سازند.
عارف امروز در مجلس رئیس فراکسیونی ‌بی‌ژنرال است که همراستا با سیاست‌های فراکسیونی بزرگتر قرار گرفته و همچنین باتوجه به شکست سیاسی در مقابل لاریجانی امیدی برای نقش آفرینی دوباره در انتخابات ۹۶ نخواهد داشت. معاون اول دولت اصلاحات باید حداقل چهار سال نشست بر کرسی‌های بهارستان را تجربه کند و به‌عنوان رئیس دومین فراکسیون مجلس دهم به نقش‌آفرینی بپردازد.
البته باید به این نکته نیز توجه کرد که حداد خود رهبر یک جریان سیاسی قلمداد می‌شود ولی فراکسیون عارف به‌نوعی پیاده‌نظام شخصیت‌های بیرون مجلس هستند و که بیشتر تحت تاثیر تصمیمات رهبران غیر مجلسی خود هستند تا رئیس فراکسیون امید.
به نظر می‌رسد باتوجه به وزن کشی سیاسی مجلس دهم رهبران ائتلاف اعتدال و اصلاحات نیز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بهترین گزینه برای ریاست قوه مقننه دکتر علی لاریجانی خواهد بود و در مورد انتخابات آتی ریاست‌جمهوری نیز به نظر می‌رسد تمرکز رهبران ائتلاف بر مدیریت فضای سیاسی و تدابیری برای مواجهه با احمدی‌نژاد است تا بازسازی سیاسی عارف.
عارف باید به این نکته بیندیشد که در مجلسی قرار دارد که نمی‌تواند مرزبندی‌های سیاسی خود را اجتماعی کرده و از چهره‌ای سیاسی به فردی اجتماعی تبدیل شود چراکه نمایندگی بخشی ازجامعه را به عهده ندارد بلکه ذیل فراکسیونی همراه دولت تلقی می‌شود.
از طرفی وی همچنان یک فرد درجه دوم در جریان سیاسی خود قلمداد می‌شود و امکان کنش مستقل را نیز ندارد پس در نتیجه می‌توان ادعا کرد عارف در حال هضم شدن در پروژه سیاسی ائتلاف امید است و ادامه این روند او را کم کم از فضای سیاسی نیز حذف خواهد کرد.

مثلث

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.