کد خبر : 110872
تاریخ انتشار : شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۲
-

دکتر خدیجه گلین مقدم

روایت جنگ؛خرمشهر، شهر خون آزاد شد

روایت جنگ؛خرمشهر، شهر خون آزاد شد
.

گیلان تایمز:

روز آزادی خرمشهر مبارکباد

هنوز زندگی مشترکمان به صورت رسمی آغاز نشده بود. شب اول خرداد ماه ۱۳۶۱، پسر عمویم شهید مصطفی به خواب من آمد و گفت چرا بیکار نشستی برو مسجد (گلین) و برای مرتضی دعا کن!!! مصطفی که هم بازی کودکی من بود در فتح‌المبین شهید شده بود. من آن شب گلین بودم. پس از آنکه از خواب بیدار شدم از مادرم اجازه خواستم که به رامسر بروم. خیلی نگران بودم. چون مرتضی در عملیات بیت‌المقدس هم شرکت داشت. یک روز پس از ورودم به رامسر گذشت و من هم همچنان منتظر خبر. از عملیات بیت‌المقدس حدود بیست و چهار روز گذشته بود. رادیو بدون وقفه روشن بود. سوم خرداد شد. رادیو اعلام کرد “خرمشهر، شهر خون آزاد شد”. من که منتظر خبر بودم بلافاصله خود را به جلوی شهرداری رامسر و از آنجا به بازار رساندم. مردم همه در خیابان بودند. چراغ اتومبیل‌ها روشن بود. دست رانندگان از بوق برداشته نمی‌شد. من هم مثل دیگران یک جعبه شیرینی گرفتم و در لابلای ماشین‌ها پخش می‌کردم و تبریک می‌گفتم‌ اما هم‌چنان نگران بودم. چون می‌دانستم خبر دیگری نیز در راه است. سفارش مصطفی در ذهنم می‌چرخید. خدایا چه خواهد شد؟ یادم نیست چند روز طول کشید که به ما خبر دادند مرتضی مجروح شد. آری مرتضی از ناحیه ران چپ مجروح شده بود. یک گلوله گرینوف اهدایی “روسیه” به “صدام” از پای ایشان بیرون آورده شده بود. او را از بیمارستان شیراز به منزل منتقل کردند. سیل ملاقات کنندگان برای دیدن ایشان راهی منزل پدری مرتضی شدند. دقیقا یادم نیست چقدر طول کشید تا ایشان روی پای خود ایستادند. اما یادم هست که پس از یک ماه و نیم شاید دو ماه (همین حدودها) ایشان تصمیم گرفتند که به جبهه بر گردند. آن زمان هنوز دو عصا در دست داشتند و نمی توانستند راه بروند. من با نگرانی موضوع را به مادر ایشان گفتم. هر دوی ما با جدیت جلوی ایشان ایستادیم تا ایشان در این محدوده زمانی از رفتن به جبهه منصرف شود. اما پس از آنکه پایش بهبود نسبی یافت بلافاصله خود را به جبهه رساند. پس از آن نیز بارها و بارها به جبهه رفتند و مجروح شدند تا در عملیات کربلای پنجِ شلمچه که فرماندهی بخشی از نیروهای لشکر بیست و پنج کربلا را به عهده داشتند، در شب نوزدهم دی ماه ۱۳۶۵ مفقود الاثر شد. پیکر پاک ایشان هرگز به دست ما نرسید. اما پس از هشت سال در اسفند ماه ۱۳۷۳ پلاک پاک ایشان با شکوه هر چه تمام‌تر تشیع شد.

درود بروان پاکش و بروان پاک تمامی شهدای سرزمینم .امیدوارم که دیگر هرگز در کشور ما جنگ نشود.

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.