کد خبر : 90652
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۹
-

اختصاصی/ داریوش علی نژاد،کارگردان نمایشنامه «مرگ در پاییز»:

در گیلان،نگاه حمایت گری به تئاتر و خصوصاً «تئاتر اندیشه ورز» وجود ندارد

در گیلان،نگاه حمایت گری به تئاتر و خصوصاً «تئاتر اندیشه ورز» وجود ندارد

گیلان تایمز: با جدیت و وسواس خاصی گروه را برای تمرین و اجرا آماده می کند. مهربان است و کمی دل نگران. از گروهش می خواهد که دل به کار داده و اجرای قابل قبولی ارائه دهند. به فن بیان اعتقاد دارد ومی خواهد هنرجویانش حق مطلب را ادا کنند. محکم وبا اراده است و

گیلان تایمز:


با جدیت و وسواس خاصی گروه را برای تمرین و اجرا آماده می کند.
مهربان است و کمی دل نگران. از گروهش می خواهد که دل به کار داده و اجرای قابل قبولی ارائه دهند. به فن بیان اعتقاد دارد ومی خواهد هنرجویانش حق مطلب را ادا کنند.
محکم وبا اراده است و سعی می کند این خصلت را به هنرجویانش هم انتقال دهد.
او فرد نام آشنای تلویزیون استان گیلان است. سالیانی نه چندان دور مخاطبین زیادی را در کنار جعبه جادویی تلویزیون نشانده و خنده و گریه را برایشان به ارمغان آورده است.
او داریوش علی نژاد است ونمایش «مرگ در پاییز» نوشته زنده یاد «اکبر رادی»را طراحی و کارگردانی کرده و این نمایش از ۱۳ الی ۲۰ مهردرمجتمع فرهنگی،هنری خاتم الانبیاء سالن دکتر رحمدل به نمایش درآمد.


داریوش علی نژاد طی گفتگویی با گیلان تایمز بر تمرین تئاتر در مدت زمان استاندارد تاکید دارد و می گوید: از آنجا که خودم تئاتر را مدرسه ای وآکادمیک یاد گرفته ام،خیلی به تئاتر علمی اعتقاد دارم. معتقدم یک تیم نمایشی باید در یک استاندارد زمانی ۱۲۰ تا ۱۵۰ ساعت بتوانند یک درام را عینیت بخشیده ، طراحی ،ترکیب بندی و طراحی صحنه کرده و آماده نمایش کند.غیر از این چرخه باطلی است که متاسفانه در شکل های تجربی و سنتی گروه‌های تئاتری می بینیم که یکسال، یک گروه حول و حوش یک نمایش پرسه می‌زنند و نتیجه ای هم نمی گیرند،زیرا پروسه تولید، پروسه غیرعلمی و بدون برنامه‌ریزی درست است.
او در خصوص زمان تمرین نمایش « مرگ در پاییز» می گوید: از نظر من نمایش « مرگ در پاییز» این ظرفیت را داشت که در یک برنامه‌ریزی ۱۵۰ ساعته تمرین،آماده نمایش شود. تمرینات گروه ما از تیرماه آغازو درشهریور ماه آماده بازبینی شد و ازهمان زمان آماده اجرا بودیم؛ ولی به دلیل تراکم اجرا های رشت برای جشنواره استانی و محدودیت ما در سالن های نمایشی، تاریخ اجرای تئاتر ما با تاخیر مواجه شد و در نتیجه از ۱۳ تا ۲۰ مهر تاریخ اجرای نمایش» مرگ در پاییزدر نظر گرفته شد.
داریوش علی نژاد ادامه می دهد: این نمایشنامه یکی از نمایشنامه‌های متفاوت و برجسته زنده یاد» اکبر رادی» است. نمایش و بازیگران این کار مجموعه‌ای از بچه های با تجربه تر و هنرجویان من در حوزه آموزش بازیگری هستند و به نوعی این کار نگاه ، متد و تز من در بحث آموزش بازیگری و هنرپیشگی تئاتر است. چون اعتقاد دارم که آموزش تئاتر را باید به صورت عملی و گروهی و بر روی یک پروژه نمایشی به علاقه مندان بازیگری یاد داد،نه پشت میز و نیمکت که الان در آموزشگاه رسم شده است.
وی گروه نقش آفرین در این نمایش را اینگونه معرفی می کند:
برای موسیقی این نمایش، آقای سجاد محمدزاده با ما همکاری کردند. طراحی صحنه و لباس و گریم برعهده من بود.
بازیگران هم خانم سهیلا اخلاقی که از بازیگران شناخته شده البته تلویزیون هستند و این کار جزء اولین حضور هایشان روی صحنه قلمداد می شود که خوشبختانه ، افتخار داشتم که در خدمت ایشان باشم و نقش «گل خانم» را ایفا کرده اند.
نقش «ملوک» دختر گل خانم را شقایق باقری برعهده داشت که وی از هنرجوهای باسابقه من و البته « همسر من» هم هستند .
نقش «شقی» بر عهده محمد صادق شیخی زاد است که وی حدود ۵ الی ۶ سالی است که از هنرجوهای باسابقه من است .
نقش» میرزا جان» را یکی از بچه‌های جوان و با استعداد شهررشت، به نام امیرمحمد سکوتی بازی می کند.
نقش» نقره» که یکی از طراحی های من در این کار تعبیه نقش نقره بود. که البته به این شکل آذری زبان گیلکی شده در متن نمایشنامه اشاره نشده ولی با توجه به شناخت و به نوعی خلاقیت و نوآوری در واقع ما به ازای اجتماعی این نقش اسم نقره را آذری زبان ساکن گیلان در نظر گرفته و در این نمایش از آن استفاده شده است.
مجید قلیپور که در موسیقی مهارت داشته وخواننده است .وی نیزاولین تجربه تئاتری را پشت سر گذاشته که انصافا خوب هم کار کرده و حق مطلب را ادا نموده است.
آرمین محمد آبادی که نقش «عطا» را برعهده داشت.
یکی از نقش های بامزه کار نقش «ابی» است که سهیل عسگری آن را بازی کرد که وی نیزاولین تجربه حضوردرصحنه تئاتر را دارد.
ژیلا معیر که نقش « عمه جان گرمک» را در این نمایشنامه برعهده داشت.وی نیزجزء افرادی است که اولین حضوردرصحنه تئاتر را تجربه کرده است.
مهتاب مصلحی در بخش تولید به گروه ما پیوستند و انصافاً در این روزهای اجرا خیلی به داد ما رسیدند.
لاله اصغری،که روابط عمومی این مجموعه را برعهده داشت.
جا دارد در اینجا از تمامی زحمات گروه«تما» تشکر کنم.


وی اضافه کرد: ما مجموعه حدود پانزده نفری از این افرادی که ذکر شد ،تابستان امسال، تمرین نمایشنامه مرگ در پاییز را شروع کردیم که امیدوارم ثمره تلاشمان برای مخاطبین ارزشمند باشد.
علی نژاد یادآور می شود: اساسی ترین دغدغه من «حافظه مختل شده تاریخی ماست» متاسفانه پاشنه آشیل ماست.ما حافظه تاریخی محدود و مختلی مخصوصاً در جغرافیایی گیلان داریم. احساس می کنم خیلی از چالش های اجتماعی حاضر ریشه در تاریخ صد ساله اخیر ما دارد که نیازمند پژوهش و بازخوانی است بسیار شدید و زیاد . بخصوص برای نسل های جدید. دغدغه اصلی خودم بازخوانی سنت‌ها، زبان و چگونگی گذار مدرنیته درآغاز صده از ۱۳۰۰به این سو است.
کارگردان تئاتر « مرگ در پاییز ادامه می دهد: ما در تاریخ پر تلاطم گیلان ۱۳۰۰ به بعد، فصل های ناگفته زیادی داریم که این تاریخ مصادف است با کودتای ۱۲۹۹ رضاشاهی که منجر به پایان دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی می شود. این تاریخ مصادف است با شهادت کوچک جنگلی و شکست اندیشه نهضت جنگل و آغاز دوران رخوت،خفقان و سکوت استبداد گونه ای که رضا شاه پهلوی در گیلان بعد از نهضت جنگل حاکم می کند.
وی زمان تاریخی این نمایشنامه در آغاز دهه ۴۰ می داند و می گوید: فصل های ناگفته پس ازپایان این دوران رخوت برش نمایش زمان ما با استفاده از فاکتور رسانه‌ای رادیو که بزرگترین رسانه مقطعی است که ما در نمایش داریم به آن اشاره می کنیم ؛صدای دکتر مصدق را به عنوان نخست وزیر وقت برای ملی شدن نفت از رادیو می‌شنویم و با این کار برش تاریخی خودمان را به تماشاچی اعلام می‌کنیم. در واقع آغاز دهه ۴۰ است در واقع ما با نسلی مواجه هستیم که تلاطم نهضت جنگل،شکست نهضت جنگل به اشغال درآمدن شمال ایران توسط روسها، دیکتاتوری رضاشاه ای و فئودالیته به شدت سهمگین رضا شاه را پشت سر گذاشته و حالا به اصلاحات اراضی نزدیک می شود، به ملی شدن صنعت نفت نزدیک می شود. آغاز سال های ورود مدرنیته پهلوی اگر بخواهیم در نظر بگیریم فصل دوم ۶۰ اصلاحاتی که محمدرضا پهلوی آمده و انجام داده است. در واقع نمایش «اکبر رادی» بسیار ظریف به این شکاف و این چالش پرداخته و در واقع بازخورد مدرنیته با سنت های گیلان ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ اشاره می‌کند و ما در زیر متن نمایش تقابل سنت ها و مدرنیته وارداتی ناقص را می بینیم ودیالوگ های مستقیم نسبت به این قضیه زمانی هم به لحاظ بصری تقابل‌های داریم مثل دوچرخه و اسب ، طبیب سنتی و پزشک مدرن و سایر فاکتورهایی که در نمایش با آن مواجه هستیم.
در بستر دراماتیک داستان هم ما به لحاظ بافت اجتماعی و روانشناختی این چالش و این تقابل را می‌بینیم و دسته‌ای از شخصیت‌های شبه مدرن مهم در مقابل دسته از شخصیت‌هایی که پایبند آرمان‌ها، سنت ها و اصول خودشان هستند و تقابل این دو نگاه است که کشمکش و ستیز نمایش را پیش برده و در انتها به یک تراژدی ختم می شود.
وی یادآور می شود: نمایش « مرگ در پاییز» اولین کاری است که پس از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد تئاتر در رشت انجام داده ام. چند سالی که در رشت نبودم زیاد خبری از چگونگی تولید تئاتر در این سال‌های اخیرندارم.
آخرین کاری که من در این شهر انجام دادم باز نمایشی از مرحوم رادی بود به نام «پایین گذر سقاخانه» که در سال ۹۲ در این شهر روی صحنه رفت.
وی ضمن ابراز ناخرسندی از عدم حمایت مسوولین از تئاتر و هنرمندان این عرصه می گوید: متاسفانه یا خوشبختانه بگویم به عنوان کسی که« زالزالک فروش نیستم» شغلم تئاتر است واز راه تئاتر این سال‌ها ارتزاق کرده ام. مدرک کارشناسی تئاتر و اخیراً هم کارشناس ارشد تئاتر گرفته ام .باید بگویم که صفر تا صد اجرای این نمایشنامه با همت هنرجویانم و هزینه شخصی خودم تولید شده است به جز سالنی که در اختیار ما قرار گرفته و حمایت های عاطفی و معنوی که متولیان فرهنگی در این شهر از ما انجام دادند ،به لحاظ مادی از هیچ نهاد یا هیچ متولی فرهنگی در شهرمان کمکی ندیدیم و اساساً من فکر می‌کنم وجود ندارد نگاه حمایت گری به تئاتر و خصوصاً «تئاتر اندیشه ورز».
داریوش علی نژاد،ابراز امیدواری می کند: امیدوارم که حق مطلب را نسبت به درام « مرگ در پاییز» ادا کرده باشیم و دینی که بر گردن ما از جانب نویسنده فقید است ادا شده باشد. و از همه مهمتر امیدوارم که مخاطبی که توسط نگاه غلط (حالا نمی خواهم خدای نکرده نمی خواهم به گروه چپ و راستی بر بخورد) ولی احساس می کنم که ما با الگوهای غلط فرهنگی و در واقع کنش های غلط در تولید تئاتر و آثار فاخر نمایشی، تماشاچی‌ تئاترو مخاطب را به معنای عام نه اینکه مخاطب به معنای خاصی که( همین جماعتی که تئاتر کار می کنیم همین جماعت باشند) مخاطب به مفهوم مخاطب عام از سالن‌های تئاتر گریزان است و اصلاً تعریفی در جامعه ما از تئاتر وجود ندارد و در سبد خانوار تعریفی برای دیدن تئاتر نیست .چون ما به ازای ذهنی از تئاتر یا ندارند یا عموما آمده اند با « شبه نمایش هایی» مواجه شدند که یک بار برای همیشه پشت دستشان را داغ کرده اند که هیچوقت به سمت نمایش نمی آیند.
وی اضافه می کند: من فکر می‌کنم این یک وظیفه دوسویه است یعنی هم ما تولید کنندگان تئاتر باید از یک سو کیفیت تئاتر و بالا بریم تا تماشاچی رغبت آمدن به سالن تئاتر را دوباره داشته باشد و هم مسوولین فرهنگ سازی و حمایت کنند. همین قدری که نمایش ما بتواند مردم پیاده رو های فرهنگی رشت را از هر صنفی جز تئاتر وارد سالن کند؛ آنوقت من می‌توانم نمره خوبی به گروه خودمان» گروه تما» بدهم.
در ادامه این گزارش،با سه تن از بازیگران این تئاتر نیز گفتگویی داشته ایم که از نظرتان می گذرد.
سهیلا اخلاقی:

بازیگران عرصه تئاتر با استعدادهای بی نظیرشان ، حرف های زیادی برای گفتن دارند


همه او را به عنوان مادر و بزرگتر گروه می شناسند. چهره ای آرام و دوست داشتنی دارد.علیرغم تجربه بیش از دو دهه بازیگری، بسیارمتواضع وفروتن است. آرام و شمرده و شمرده صحبت می کند. با ورودش به سالن تمرین،فریاد شوق و شادی همه به پا می شود. او سهیلا اخلاقی است. کسی که داریوش علی نژاد ،کارگردان تئاتر « مرگ در پاییز» از او به نیکی یاد می کند.او به معنای تمام اخلاق مدار و مردم دار بوده و یکی از بازیگران تئاتر مذکوراست. او می گوید: حاصل تجربه سال های بازیگری برایش دستاوردهایی بسیاری داشته ازجمله اینکه با اطرافیان چگونه رفتار کند؟
اخلاقی ادامه می دهد:از اینکه گروه تئاتر «تما» با نمایش « مرگ در پاییز در کنار من احساس راحتی و آرامش دارند، بزرگترین دلخوشی من است و خوشحالم از اینکه جدای از این گروه افراد دیگری نیز با من و در کنار من احساس آرامش کنند و لبخندی بر لبهای آنها بنشانم.
شاد کردن اطرافیانم از آرزوهای دوران طفولیت من بوده و خوشحالم که توانستم به این آرزو جامه عمل بپوشانم.
وی می گوید:از سال ۶۹ تاکنون در تلویزیون سالها بعنوان بازیگر تلویزیون فعالیت کرده و تئاتر از نظر او همیشه مهجور واقع شده است.
اخلاقی بر این باور است که تئاتر در همه این سالهایی که من بودم ، همیشه تنها و غریب بود.تئاتر از نظر من عشق و علاقه است. به تئاتر بها داده نشد و برای کسانی که در تئاتر فعالیت می کنند، پولی نیست و از نظر مالی نهاد یا ارگانی از هنرمندان این عرصه، حمایت نمی کند.
اخلاقی معتقد است که بازیگران عرصه تئاتر با استعدادهای بی نظیرشان ، حرف های زیادی برای گفتن دارند و در صورت حمایت از این گروه از هنرمندان می توانیم شاهد افتخارآفرینی های بی بدلیلی باشیم.
بازیگر نقش» گل خانم» نمایشنامه «مرگ در پاییز» در خصوص تفاوت ایفای نقش در تئاتر و تلویزیون می گوید: در تئاتر حس زنده و طولانی مدت همراه بازیگر است. در تئاتر یه بازی روان و یکدستی را مخاطب مشاهده می کند در حالیکه در تلویزیون اینگونه نیست،مقطع مقطع است. در تلویزیون با اجرای نقش مثلا در حال خندیدن یا گریه کردن نقش ، بارها کار «کات» داده می شودو دوباره و دوباره.
وی در خصوص حمایت مسوولین از تئاتر و هنرمندان این عرصه گفت:حمایت در هر کاری حرف اول را می زند.مسلما با حمایت از هنرمندان تئاتر اتفاقات خوبی را شاهد خواهیم بود و تئاتر جان می گیرد.امیدوارم جوانان این عرصه حمایت شوند، زیرا تئاتر چتری است که با آن ،جوانان علاوه بر پیدا کردن خودشان، سرگرم هم می شوند.
شقایق باقری:
مسوولین از تئاتر و هنرمندان این عرصه حمایت کنند


شقایق باقری نیز یکی از بازیگران این نمایشنامه است. او می گوید که علاقه او نسبت به بازیگری در تئاتر سبب شد تا آموزشگاه های مختلفی را برای هنر ورزی محک بزند. اما هیچ کدام از آموزشگاه ها نتوانست بار علمی و تجربی او را در زمینه آموزش تئاتر افزایش دهد.
او ادامه می دهد: روزی در یکی از کلاس های آموزشگاه نشسته بود که ناگهان صدای مردی را می شنود که با صدای بلند نمایشنامه ای را خوانش می کند. به دنبال صدا می رود و همین دنبال رفتن صدا ، مقدمه آشنایی اش با داریوش علی نژاد و شرکت در کلاس های آموزشی او و درنهایت به ازدواج آنها ختم می شود.
باقری معتقد است که داریوش علی نژاد برای ارائه کار خوب و فاخر از جان و دل تلاش می کند و در این زمینه حمایت مسوولین از هنر تئاتر و کارهای فاخر می تواند سبب دلگرم شدن کارگردانی چون شوهرش و سایرین گردد.
او ادامه می دهد: علی نژاد صفر تا صد هزینه های مالی تئاتر«مرگ در پاییز» را خودش بر عهده گرفته و از طرف مسوول یا نهادی حمایت مالی نشده است.
مهتاب مصلحی:
فرهنگ و هنر ما به خصوص تئاتر استان گیلان همیشه جزء اولین ها بوده است


مهتاب مصلحی درخصوص سابه فعالیتش می گوید: حدودا ازخیلی سال پیش علاقه وافری به تئاتر و تصویر و به ویژه تئاتر داشتم. ولی از سه سال گذشته به صورت مداوم و مستمر در تئاتر فعالیت می کنم.
اوضمن ابراز خوشحالی از فعالیت در تئاترادامه می دهد: خدا را شکر طی این سه سال پرکار بودم. البته فقط به فعالیت های داخل استانی بسنده نکرده، بلکه فعالیت های خارج از استان نیز داشته ام.
مهتاب مصلحی می گوید: در زمینه تصویر بازی در« سریال خانه پدری» برای شبکه باران کاری از قدیر باقری ،«سریال برنا» تولید شبکه دو،«سریال سالهای زندگی ما» تولید شبکه سه.البته کارهای تصویری من کوتاه بودند. و حضور در فیلم سینمایی«شهر» که هنوز اکران نشده است را می توانم ذکر کنم.
مدیر تولید تئاتر«مرگ در پاییز» در خصوص فعالیت هایش در عرصه تئاتر به نمایش هایی همچون اولین کارش «لباسی برای مهمانی»( دو سال و نیم قبل روی صحنه رفت) «صف های کاغذی»،« میخ کج»،«مادر رئیس جمهور»،«زمستان ۶۶» محمد یعقوبی( حین تولید است) و دو فیلم کوتاه به نام های « کیک تولد» و « تیک تاک» و مستند« سکوله تیف» اشاره کرد.
مصلحی بر این باور است که در کنار بازیگری باید تجربه های دیگری را نیز دنبال کند.او در این خصوص می گوید: در کنار بازیگری سعی کردم که تا حدودی خودم را با عوامل و فعالیت های پشت صحنه هم درگیر کنم تا بتوانم در این زمینه نیز تجربیاتی کسب کنم. که در این راستا تجربیاتی همچون مدیر صحنه ،منشی صحنه ،مدیر تولید( در تئاتر مرگ در پاییز)و مشاور کارگردان دستیار کارگردان در چندین کار را داشته ام.
وی در خصوص مشکلات در عرصه تئاتر و بازیگران تئاتر اشاره کرد و گفت: مشکلات که زیاد است و به اولین مشکلی که می توانم به آن اشاره کنم ، حمایت نکردن مسوولین استان از فرهنگ و هنر گیلان است. متاسفانه ما هنوز سالن‌های مناسب برای اجرای تئاترنداریم .در استان دو یا سه سالن در استان وجود دارد که سالن ها از هیچ امکاناتی برخوردار نیستند؛نه نور و نه سیستم صوت مناسب. و از آنجا که حجم کارهای هنری زیاد است وسالن های دولتی که فقط در مجتمع خاتم الانبیاء است ؛به همه گروه های موسیقی و همایش اختصاص داده می شود و در نتیجه جایی برای تئاتر نمی ماند و به همین علت درگیری بین گروه‌ها ایجاد می شود که چرا فلان گروه زودتر اجرا می کند؛یا اینکه چرا که گروه فلان ۶ شب اجرا دارد و گروه ما ۷ شب؟. وی ضمن ابراز تاسف از این روند، اضافه می کند: در کنار این مشکلات،مشکلات مالی و عدم حمایت مسوولین نیز پر رنگ است.تئاتر یک فعالیت و هنر همراه عشق است. عملاً هیچ پولی در قبال بلیطی که فروخته می شود،برداشت نمی شود.زیرا مخاطب و تماشاگرزیادی وجود ندارد و با توجه به شب های که اجرا می شود ، هزینه ای که کارگردان برای عوامل پشت صحنه و بازیگران انجام داده، نیز تامین نمی شود.در حالیکه در شهرهای بزرگ به ویژه تهران کمترین زمانی که برای یک تئاتر اختصاص داده می شود، زمان یک ماه است. به این ترتیب که کارهای معمولی ۱۵ شب وکارهای بزرگ و فاخر از یک ماه تا ۲ ماه اجرا اجرا اختصاص داده می شود. و مطمئنا در زمان طولانی اجرا، هزینه کردها نیز برداشت می‌ شود، ولی در رشت اینگونه نیست. چون با کمبود سالن مواجه ایم، مسوولین مجبورمی شوند که اجرای تئاتر ها را در مدت زمان محدود ۶ الی ۷ شب برای اجرا اختصاص دهند
این بازیگر تئاتر ادامه داد: با کمبود سالن و اختصاص زمان کم،کارگردان تئاتر حتی نمی تواند به برگشت حداقل هزینه کردهایش هم امیدوار باشد. انتظار داریم که مسوولین ما که جایگاه فرهنگی نشستته اند ومسوولان فرهنگی، سازمان فرهنگی و اداره کل ارشاد حداقل گوشه‌ای از این هزینه‌ها را تقبل کنند و یا حداقل حمایت‌ کنند. بلیط حمایتی بخرند یا ارگانی بعنوان حمایت کننده، معرفی کنند. ولی متاسفانه عملاً هیچ حمایتی دیده نمی شود؛ یا اگر هم در جایی دیده حمایتی دیده می شود، آنقدر ناچیز و کم است که واقعاً جوابگوی هزینه ها نیست.
مصلحی از دیگر مشکلات به تعدد گروه‌ها و تعدد آموزشگاه های هنری در رشت اشاره کرد و گفت: تعدد این آموزشگاه ها و گروه ها به خودی خود مشکلی نیست؛ ولی مشکل از آنجا شروع می شود که این گروه ها در راستای کمک و رشد هم گام بر برنداشته،بلکه یکدیگر را تخریب می کنند .نمی دانم چرا هم استانی خودمان را زیر سوال می برند و زیر پای همدیگر را خالی می کنند. به ویژه که خودم بارها دیده و شنیده ام که به خصوص آموزشگاه های ما « کلنی»تشکیل داده اند که وقتی یک کسی کار بر روی صحنه می برد، از هنرجویان آن آموزشگاه می خواهند که که نباید بروند و کار گروه دیگری را ببینند.اگر قرار است کسی آموزش ببینند، تجربه‌ای کسب کند، باید اجراها و فعالیت های متنوع را ببیند و تجربه کسب کند.
وی ادامه می دهد: فرهنگ و هنر ما به خصوص تئاتر استان گیلان همیشه جزء اولین ها بوده و نیاز به حمایت مسوولین این شهر دارد. البته لازم است در اینجا تشکر ویژه ای داشته باشم ازدکتر مصباح، معاون هنری ارشاد استان گیلان که از وقتی آمده اند، یک نگاه ویژه و حمایتی نسبت به هنر تئاتر و هنرمندان این عرصه دارند.
وی اضافه کرد: در پایان امیدوارم که با فرهنگ سازی در استان گیلان و به ویژه شهر رشت جوان‌های ما به جای اینکه زمان و وقت خود را در پارک ها، پیاده روها و کافه ها تلف کنند، در سالن های تئاتر و فرهنگی و هنری حاضر شده و با دیدن نمایش های فاخر علاوه بر افزایش سطح آگاهی و دانش، وقت خود را بیهوده هدر ندهند.

گزارش: مژگان شفاعتی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ژیلا معیر پنج شنبه , ۲ آبان ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۹

سپاس از متن زیبایتان که نشانگر زحمت و تلاش هنرمندی دلسوخته بود. به استادم میبالم که بی هیچ منتی تاریخ کیلان و به صراحت بیان کردند و باعث شدند عاشق زبان اصیل گیلکی شوم ، افتخار میکنم شما صدای هنرمندان واقعی در رشتید . برقرار باشید و پایدار